رباعیاتخوبانِ جَهان̊ صید تَوان˚ کرد بزر،خوش̊ خوش ˚ بَرِایشان˚ بِتَوان خورد بِزَر(رباعی 19سودی)

خوبانِ جَهان̊ صید تَوان˚ کرد بزر،خوش̊ خوش ˚ بَرِایشان˚ بِتَوان خورد بِزَر(رباعی 19سودی)

1,270تعداد نمایش:
1394/05/26تاریخ:
   خوبان جهان صید توان کرد  یزر  خوش خوش برایشان بتوان خورد بزر  
   نرگس که کله دار جهانیست ببین  کو نیز چگونه سردر آورد بزر  
بستر تاریخی
یافتن بستر تاریخی برای این رباعی یک معادله چهار مجهولیست همانند تمام مجهولاتی که انسان پی برده {مجهول است } اگر ما هم بپذیریم که چهار مجهول است آنوقت می توانیم چهار مجهول را به راحتی حل کنیم.
مجهولات : خوبان جهان چه کسانی هستند ؟ چه کسانی باید آنها را صید کنند؟ کُله دار جهان کیست ؟ نرگس چه ارتباطی به خوردن [بر] شیرین دارد؟
آیا حافظ بخودش می گوید اگر زر بدهی می توانی از وجود خوبان[بر] شیرین بخوری ؟ ممکن است بخودش هم بگوید ولی حافظ دِرهَم که هیچ دینار هم در عمرش نداشته و برای غذا بر خانهای متعددی نشسته و همواره خدا رزاق  او بوده . بنابراین حافظ زر ندارد چگونه می تواند زر بدهد و از خوبان لذت ببرد؟ لذا کسی باید زر بدهد [بر] بخورد که خود حافظ نیست کسی باید باشد که زر داشته باشد و اهل دادن زر هم باشد مثلاً این رباعی هرگز نمی تواند برای شاه یحیای دزد گفته شده باشد زیرا حافظ گفته { مدحش گفتم و هیچم نداد}برای امیر مبارزالدین محمد هم نیست چون رابطه حافظ با او مانند رابطه جن با بسمه الله است برای اسحاق هم نیست زیرا آن بی نوا زرهایش حساب و کتاب نداشت.لذا رباعی برای کسی سروده شده  که زر دارد، اگر او را اندکی نوازش کند زر خواهد داد و [بر] خواهد خورد و این کسی نیست بجز شهنشه جلال الدین ابوالفوارس.برای اینکه شجاع [زر] بدهد باید نوازش و تحمیق شود در مصرع دوم بیت اول می گوید اگر زر بدهی[ بر] که همان میوه باشد می خوری لذا برای ترغیب و تحمیق مصرع دوم سروده میشود.
مقدمه:گُل نرگس ساقه نسبتاً بلندی دارد حدود 30 سانتی متر کاسبرگهای آن سفید استخوانی وگلبرگهای آن زرد ِوطلایی تشکیل دایره {مثلاً تاج طلائی} درون کاسبرگها است {اگر می بینی گل نرگس زیباست بدان خاطر است زرهای خود را بر آورده ، زرها را درون ساقه سبز رنگ نگه  نداشته که مصرف نشود  برای اینکه زیبا پسندان جهان آنرا تحسین کنند طلا و جواهرات را از صندوقچه بدر آورد، و بر خود آویخته و تحسین شده 
در حضور خواجه، در حضور خواننده
   خوبان جهان صید توان کرد  یزر  خوش خوش برایشان بتوان خورد بزر  

خوبان:همه خوبان فقط حافظ است-صید توان کرد: حافظ صید تواند کرد-جهان : کل جهان در همه اعصار- صید:شکار-زر:طلا-خوش خوش:اندک اندک و با شادمانی- بَر:میوه-بتوان :می توان-ب:با پرداخت
برگردان1:خوبان جهان را می توانی با زر بدام بیندازی و از وجود آنها بهره مند شوی.
برگردان2:شجاع اگر بمن وظیفه و زاد سفر کافی بدهی بازگشتم برایت غزلهای زیبا خواهم سرود تا لذت ببری
   نرگس که کله دار جهانیست ببین  کو نیز چگونه سردر آورد بزر  

نرگس:گل نرگس را باید  خوب نگاه و بر انداز کنیم تا غزل را بفهمیم-کُله: تاج-کله دار جهان: شاه شجاعی که تبریز را فتح کرده شاهنشاه جهان شده است.-کو: که او-سردرآورد: بر سر گذاشت.
برگردان:شجاع هر چند کله دار جهان شده ای و زر بسیار بدست آورده ای ولی برای سخن سیم و زر دریغ مدار.
اما خوبان جهان که باید زر بگیرند چه کسانی هستند؟ محمد شمس الدین الحافظ الشیرازیست که یک قبا بیشتر ندارد ولی از قلم او شهد و شکر می بارد.
نتیجه : خوبِ جهان که حافظ است باید [بر] بدهد و کسی که باید زر بدهد. شهنشه تیز حمله جلال الدین شجاع ابوالفوارس ابن محمد مظفر است که به تبریز رفته آنجا را غارت کرده به شیراز بازگشته و حالا حافظ باید از او زر بگیرد تا برود نذرش را ادا کند شجاع هم زر داده و [برهای] زیر را خورده :

غزل164سودی  به این شعر ترشیرین ز شهنشه عجب دارم  که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گیرد؟ 777ق/754ش/1375م 
غرل280سودی  مکارم  تو به  آفاق مـــی برد شـاعر  از او وظیفه زاد  سفــر دریغ مـــدار 778ق/755ش/1376م 
 غرل280سودی  چو ذکر خیر طلب می کنی سخن  اینست  که در بهای سخن سیم و زر دریغ  مـدار 778ق/755ش/1376م 
غزل412سودی  زین سفر گر بسلامت بوطن  باز رسـم  نـذر کردم که هم  ازراه بمیخانه روم 773ق/750ش/1371م 
در حضور اندیشه
در روزنامه خواندم بانوی هنرمندی فرموده بود {من به جنگ رایانه رفتم} هر چند سخن نویی است ولی نتیجه آن معلوم است با رایانه نباید بجنگ رفت زیرا شکست محتوم است مانند اینست که کسی بگوید من با اتومبیل رالی مسابقه دو می دهم. درست اینست که بگوییم ما باید رایانه را دوست بداریم تا آن هم ما را دوست بدارد و ما بتوانیم معادلات چند مجهولی دیوان حافظ را حل کنیم نه برای این رباعی بلکه برای کل دفتر اشعار از رایانه تقلید شُده ،که از دفتر داده بگیریم ، آنها را پردازش و نتیجه گیری نمایئم.بدیهی است نتیجه وقتی صحیح خواهد بود که داده ها صحیح باشد.
لذا این نوشته به صورت موقت منتشر میشود و جای پردازش بیشتر دارد.
شناسه رباعی
با توجه به این که تعدادی از رباعیات مکمل برخی غزلیات می باشند احتمال میرود این رباعی هم مکمل غزل 280 سودی باشد. در  اینصورت سال 778 ق/ 755ش/ 1376م  سروده شده است.
طبقه بندی رباعی
احتمالاً سال 778 ق سروده شده باشد 


سیاوش ایزدی        WWW.DARHOZOOREKHAJEHAFEZ.COM        فاطمه سهرابی
انشار  26 /5/ 94 ش/02/11/1436ق/17/08/2015م   سه چهارم