رباعیاتدر خِطِه شیرازْ بِنا مَستْ ونِشانْ رُود آورْ حاجیْ حاْفظْ احمدْ ْنام(رباعی 49سودی)

در خِطِه شیرازْ بِنا مَستْ ونِشانْ رُود آورْ حاجیْ حاْفظْ احمدْ ْنام(رباعی 49سودی)

774تعداد نمایش:
1394/05/26تاریخ:
برای شادی روح حاجی احمد حافظ صلوات
   مقبول دل خواص و مشهور عوام  خوش لهجه و موزون حرکت بَدرِ تمام  
   درخِطِه شیراز بنام است ونشان  رود آوْرحاجی حافظ احمد نام  
در حضور خواجه ، در حضور خواننده
 بیت1:  مقبول دل خواص و مشهور عوام  خوش لهجه و موزون حرکت بَدرِ تمام  

مقبول : مورد قبول – خواص: اعیان و اشراف شیراز- عوام : عامهء مردم – لهجه : آواز –موزون : دلنشین – موزون حرکت :رقص- بَدرتمام : ماه کاملی که پشت ابر نیست و به خوبی می تابد.
برگردان: حاجی احمد را همه شهر به خوبی می شناسند او مردی است که خوب آواز می خواند عود می نوازد و زیباست و بزیبایی می رقصد.

 بیت2:  درخِطِه شیراز بنام است ونشان  رود آوْرحاجی حافظ احمد نام  

خِطِه : شهر و حومه – نام نشان : مشهور با اصل  و نصب-رودآور : نوازنده چیره دست رود- نام او: احمد- لقب او: حاجی حافظ 
برکردان: حاجی حافظ : نامش احمد است. نوازنده چیره دست عود است . آدمی مشهور و با اصل و نصب است.
در حضور اندیشه
کتاب کوچی در بازار وجود دارد به نام {حافظ ناشنیده پند }.یک دور آن را خواندم بنظرم رسید کتاب را ناشی از سرخوشی و شوق نوشته اما و قتی این غزل را خواندم دریافتم که نباید خلاف واقع باشد مخصوصاً اینکه در آن کتاب به جهان ملک بانو شاهزاده خانم  شاعرهء اینجو اشاره شده که دیوانی دارد با 1300 غزل و از مریدان و دلباختگان حافظ بود. در این کتاب نوشته شده هرگاه حافظ از خانه بیرون می آمد مردم او را احاطه و به قهوه خانه ای میبردند و کسانی را می فرستادند نوازندهء او را که ظاهراً باید همین حاجی احمد حافظ باشد را بیاورند تا عود بنوازد و حافظ با صدای خودش تازه ترین سروده اش را برای آنها بخواند.

محمد شمس الدین حافظ غریق رحمت شد امید است حاجی احمد حافظ هم غریق رحمت بشود. انشاالله

تعمق 
یکی از رموزی که توسط این بی ادبیاتی گشوده شده اینست که گاهاً یک غزل ، یک رباعی پشت بند  دارد ظاهراً  رباعی فوق طبق شرحی که مرحوم آقای دکترجلالیان مشتاق حافظ داده اند باید پشت بند غزل 243 باشد 
 غزل243سودی 1-گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود  پیش پایی به چراغ تو ببینم  چه شود  
 2-  یارب اندر کف سایهء آن سرو بلند  گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود  
 3-  آخرای خاتم جمشید همایون آثار  گرفتدعکس تو  بر لعل نگینم چه شود  
 4-  عقلم از خانه بدر رفت و اگر می اینست  دیدم از پیش که درخانهء دینم چه شود  
 5-  زاهد شهر چو مهر  ملک و شحنه گزید  من اگر مهرنگاری بگزینم چه شود  
 6-  صرف شد عمرگرانمایه  بمعشوقه و می  تا از آنم چه به پیش آید و زینم چه شود  
 7-  واجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت  حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود  
به احتمال قوی زاهد آمده در بیت 5 و خواجه و در بیت 7 خواجه جلال الدین تورانشاه است که حافظ می گوید خواجه توران دانست  من عاشق و خداجو هستم سکوت کرد و در بیت5 می گوید زاهد شهر چو مهر ملک و شحنه گزید حکایت از آن دارد که خواجه جلال الدین تورانشاه و هم  حداقل با گوشمالی حافظ موافق بود [ولی نه قتل]
طبقه بندی رباعی
یادی از حاجی احمد حافظ رودآور بنام 
770 هجری قمری
به خوانندگان محترم توصیه میشودصفحه 1219 جلد دوم شرح جلالی بر حافظ را مطالعه فرمایند.


سیاوش ایزدی   WWW.DARHOZOOREKHAJEHADEZ.COM          فاطمه  سهرابی
انتشار          26/ 5/1394 ش 2/11/1436 ق 17/8/2015 م           سه چهارم