زنجیرهاِلا اِی طُوطی گُویای اَسرار مَبادا خالی شکر زِ مِنقار (زنجیرک گویای اسرار)

اِلا اِی طُوطی گُویای اَسرار مَبادا خالی شکر زِ مِنقار (زنجیرک گویای اسرار)

1,241تعداد نمایش:
1394/04/18تاریخ:
بیت 14[بیا که رایت منصور پادشاه رسید بشارت به مهر و ماه رسید] حدوداً ماه 8/790ق/5/767ش/8/1388 م پرچم شاه منصور از دروازه سِِلم شیراز به درون شهر وارد شد و شاه یحیی از دروازة سعادت آباد گریخت و این پدیده برای کمتر کسی باور کردنی بود که شیراز برای اولین بار بین دو مدعی پادشاهی بدون محاصره و بدون جنگ و بدون ویرانی دست بدست شود و به اصطلاح [انتقال قدرت بدون جنگ و خونریزی] و شیراز بدست کسی بیفتد که حافظ دو سال قبل آرزو می نموده [چنان سروی] در کنار آرد [غزل 130 سودی]
 غزل278سودی  1 -  الا ای طوطی گویای اسرار  مبادا خالی شکرز منقار
 2-  سرت سبز و دلت خوش باد جاوید  که خوش نقشی نمودی از خط یار
 3-  سخن سر بسته گفتی با حریفان  خدارا زین معما پرده بردار
 4-  بروی ما زن از ساغرگلابی  که خواب آلوده ایم ای بخت بیدار
 5-  چه ره بود اینکه زد در پرده مطرب  که میرقصند با هم مست و هشیار
 6-  از این افیون که ساقی درمی افکند  حریفان را نه سر ماندو نه دستار
 7-  سکندررا نمی بخشند آبی  بزور وزر میسر نیست اینکار
 8-  خرد هرچند نقد کائنات است  چه سنجدپیش عشق کیمیاکاز
 9-  بیاوحال اهل درد بشنو  بلفظ اندک و معنی بسیار
 10-  بت چینی عدوی دین ما شد  خداوندا دل ودینم نگهدار 10 
 11-  بمستوران مگواسرار مستی  حدیث جان مپرس از  نقش دیوار 11 
 12-  [بیمن رایت منصور شـاهی]  علم شد حافظ اندر نظم اشعار 12 
 13-  خداوندی بـجای بندگان کرد  خداوندا از آفاتش نگهدار 13 
و از این بابت حافظ خدا را سپاس می گوید از مستوران، بت چینی، از کسانیکه نقش دیوارند و به عبارت بهتر مُردِهای متحرک ابراز نفرت می نماید و از ته دل شاه منصور را [حمدِ] بحق می نماید.

 غزل295سودی  1- [بیاکه رایت منصور پادشاه رسید]  نوید فتح و بشارت بمهر و ماه رسید
 2-  جمال بخت زروی ظفر نقاب انداخت  کمال عدل بفریاد داد خواه رسید
 3-  سپهردورخوش اکنون زندکه ماه آمد  جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید
 4-  ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن  قوافل دل و دانش که مرد راه رسید
 5-  عزیز مصر برغم برادران غیور  عزیز مصر برغم برادران غیور
 6-  کجاست صوفی دجال شکل ملحد کیش  بگو بسوزکه مهدی دین پناه رسید
 7-  صبا بگو که چها بر سرم درین ره عشق  ز آتش دل سوزان و دود آه کشید
 8-  ز شوق روی تو شاها بدین اسیرفراق  همان رسید کز آتش بروی کاه رسید
9-   مرو بخواب که حافظ ببارگاه قبول  ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید
بستر تاریخی
کاملاً واضح است هر دو غزل  نیمة دوم سال 790ق/766ش/1388 م که [شاه منصور زره مو] شیراز را فتح نموده و در حق بندگان خدا ، خدایی  می کند سروده شده است.
تعمق
در غزل 278 سودی نکته بسیار چشم گیری وجود دارد که می توان پیرامون آن رساله نوشت و آن مصرع دوم بیت 12 است [علم شد حافظ اندر نظم اشعار] این مصرع بدان خاطر اهمیت دارد که حافظ [موضوعی] ویا بطور سنتی گفته میشود [بمناسبت] شعر می سروده در عین حال آن [مناسبتها یا موضوعیتها] هم باید چشم گیر باشند زیرا نمی بینید  در یک غزل به نام سلطان زین العابدین را آورده باشد فقط در غزل 130 او را عمار دار لیلی  [عماری دار لیلی که مهد ماه در حکمست خدایا در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد]خطاب نموده ولی طی 5/1 سال که با منصور هم عصر بوده سلسله غزلیات و قصیده بلند برای منصور سروده که گردآوری  خواهند شد. فعلاً بخاطر داشته باشیم حافظ پس از 5 سال سکوت نسبی پس از مرگ شجاع [دوباره علم شده بر نظم اشعار]  و این پدیده در طول زندگی و در متن دفتر اشعار حافظ کاملاً واضح و ملموس است.
شناسه زنجیرک
جزئی از سلسله سروده های حافظ برای شاه منصور زره مو سال 790  هجری قمری

سیاوش ایزدی        WWW.DARHOZOOREKHAJEHAFEZ.COM    فاطمه سهرابی
انتشار 18/ 04/1394  ش / 22/09/1436 ق  9/07/2015 م    سه چهارم