غزیده3-جَمالِ، چِهرهِ تأییدْ، شِیخ اَبُواِسحاقْ کهِ مُلَکْ دَر قَدَمَش زِیبْ بوستانْ گیرَد

3-جَمالِ، چِهرهِ تأییدْ، شِیخ اَبُواِسحاقْ کهِ مُلَکْ دَر قَدَمَش زِیبْ بوستانْ گیرَد

915تعداد نمایش:
1394/04/01تاریخ:
جمالی که ظاهرش دُژَم و باطنش نَژَند  شده و در دنیا باد خزان برای یغمای او آمده ، بدبین و بد پسند قصد طعنه[نیزه]زدن به او را دارد جمال الدین شاه شیخ ابواسحاق است و کسی که می خواهد به او طعنه بزند امیر مبارزالدین محمد مظفراست.
 غزل121سودی  1-  تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد  وجود  نـازکت آزرده  گـزند مـباد
 2-  سلامت همه آفاق در سلامت تـست  بـهیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
 3-  جمال صورت و معنی یُــمن صحت تست  که ظاهرت دُژم  و باطنت نَژَند مباد
 4-  دراین چمن چو درآید خزان بـیغمایی  رهش به سرو سهی قامت بلند مباد
 5-  در آن مقام که حسن تو جلوه آغازد  مجال طعنه بد بین و بد پسند مباد
 6-  هرآن که روی چوماهت به چشم بدبیند  بجز بر آتش غم جان او سپند مباد
 7-  شفا ز گفته شکر  فشان حافظ جو  که حاجتت به علاج  گلاب و قند مباد
در غزل 121 می گوید اسحاق شکست خورده و گریخته دیگر آن یال و کوپال پادشاهی را ندارد[ظاهرش دُژَم و نَژَند شده]باد خزان او را به یغما برده و امیرمبارز در تعقیب اوست که به او [نیزه]بزند و حافظ برای علاج او دعا می کند که شفا یابد.
 غزل122سودی  حسن تو همیشه در فزون باد  رویت  همه ساله  لاله گون باد
 2-  اندر سر من خیال عشقت هر روز  که هست در فزون باد
 3-  هر سرو  که در چمن درآید پـیش الف قـدت چـو نـون بـاد 10 
 4- قد همه دلبران عالم در خدمت قامتت چو نـون بــاد 11 
 5-  چشمی که نه  فتنه تو باشد  از گوهر اشک غرق خون بـاد 12 
 6-  چشم تو ز بهر دلربایی  درکردن سحر ذوفنون بـاد 13 
 7-  هر جا که دلیست در غم تو  بی صبر و قرار و بی سکون بـاد 14 
 8-  لعل تو که هست جان حافظ  دور از لب هر خسیس و دون باد 15 
در غزل 122 هم برای او حسن روز افزون می طلبد و آرزو دارد[قد همه دلبران عالم پیش الف قد او چو نون باشد]

در حضور اندیشه
چنین بنظر می رسد پیکی که از اصفهان به شیراز رسیده احوال روحی و جسمی اسحاق را پریشان توصیف نموده و حافظ از شنیدن حال پریشان و بقول خودش شرایط دُژَم و نَژَند بسیار غمگین برایش غزل سروده به او توصیه نموده [شفا ز گفته شکرفشان حافظ جو] و لعل تو که هست جان حافظ دور از لب خسیس و دون باد [دودمان مظفر]
تعمق
اسحاق پس از 9 بار جنگیدن با امیر مبارز سرانجام 4/10/754ق/18/08/732ش/9/11/1353م شکست نهائی را متحمل شده به تمام معنی خرد [هم از نظر جسمی هم از نظر روحی] شده و به اصفهان گریخته حافظ هم هیچ کاری نمی تواد بکند [ الا دلداری و نوشتن سخن شکرفشان ] که فکر می کند بهتر از قند و گلاب باشد
شناسه غزیده
اواخر سال 755ق/732ش/1354م برای دلداری اسحاق سروده شده است.
طبقه بندی غزیده
جزئی از سلسله غزلیات اسحاق چهرة تأیید می باشد


سیاوش ایزدی         WWW.DARHOZOOREKHAJEHAFEZ.COM         فاطمه سهرابی
   انتشار 01/04/1394 ش / 05/08/1436 ق /  22/06/2015 م  سه چهارم