غزیدهبازْآی و دِلِ تَنگْ مَرا مُونِسِ جانْ باشْ وینْ سُوخته را مَحرَم اَسرارِ نَهانْ باش(غزیده درست پیمان باش)

بازْآی و دِلِ تَنگْ مَرا مُونِسِ جانْ باشْ وینْ سُوخته را مَحرَم اَسرارِ نَهانْ باش(غزیده درست پیمان باش)

850تعداد نمایش:
1394/10/20تاریخ:
غزل 312 سودی حلقة اول غزیدة [درست پیمان باش] می باشد احتمالاً اوائل سال 773ق/750ش/1371م که به حافظ خبر رسیده شجاع با وساطتت خواجه جلال الدین توارنشاه او را بخشیده و قرار است به شیراز بازگردد ولی بازگشت به هر علتی به تأخیر افتاده سروده شده است.
غزل312 ب1: باز آی در این بیت بمعنی [برگرد] نیست بمعنی [پشیمان باش] مصرع دوم بیت 6 غزل 313 می باشد. شجاع ! مرا به اعدام و نفی بلد محکوم و در یزد سوزاندی مونس جان و محرم اسرارت بودم ولی دلتنگ و آزردی، پشیمان باش.
ب2: من شرابخوار نیستم شراب میکده عشق می نوشم.ب 3: من آتش به ریاکاری زدم سالکم جهد میکنم راستگوترین راستگویان جهان باشم. ب4: شجاع شنیدم نگران من هستی نگران نباش به سلامت به شیراز می آیم. ب 5: از ندیدن تو دلم خون شد ولی محبت تو همچنان در دل منست. ب6: شجاع  عزیز گفتی برایم نگرانی نگران نباش بخاطر نگرانی تو مانند سیل گریه می کنم. ب7: حافظ اگر میخواهی از کم و کیف حکومت شجاع [اسرار نهان بیت اول]سر در بیاوری رضایت او را بدست آور.
 غزل312سودی  بازآی و دل تنگ مرا مونس جـــان باش  وین سوخته را محرم اسرار نــهان باش
 2-  زان باده که در میکدة عشق فروشــــند  مارا دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
 3-  در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک  جهدی کن و سر حلقة رندان جهان باش
 4-  آن یار که گفتا بتوام دل نگــــران است  گو میرسم اینک بسلامت نـــگران باش
 5-  خون شد دل از حسرت آن لعل روانبخش  ای درج محبت بهمان مهر و نـشان باش
 6-  تا بر دلش از غصه غباری ننـــــــشیند  ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
 7-  حافظ که هوس میکندش جام جـــهانبین  گو در نظر آصف جمشید مــکان  باش
اما غزل 313 سودی حافظ در غزل 216  می نویسد [می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند] ، این گفته حافظ است ، درست هم می گوید حافظ هم کم و بیش تزویر می کند، تزویر او در این غزیده ثابت میشود حافظ در غزل 303 می گوید [خوش آن شبی که داریی بصد کرشمه و ناز کنی تو ناز به شوخی و من کشم به نیاز ] اما در  غزل 313  برعکس شده شجاع عمداً یا سهواً گفته [حافظ برای تو نگرانم] هنوز جمله شما تمام نشده حافظ ا ست که بشرح زیر آمرانه شرط پشت سر شرط می گذارد. ب1: یادت رفته در شکست و فرارت شریک بودم بتو وفادار ماندم باید بمن وفادار باشی. ب2: من عاشق تو هستم باید مرا راضی کنی و به حرف کسی گوش ندهی. ب3: اگر میخواهی جاودان بمانی باید با سکندر یا سکندرها ترا نبیند و من باید ترا ببینم. ب4: من غزلسرا و غزلخوان آسمانی هستم ، فلان و فلان ها شاعرکند آنها نباید باشند. ب5: می توان سوگند یاد کرد منظور حافظ در بیت 5 اینست [من سلطانم باید سلطنت کنم  ( شجاع تو به اسب و استر و سرباز ) رسیدگی کن] بیت 6: شجاع [نگارا] از غلطی که دو سال پیش کردی و خواستی مرا بکشی باید توبه کنی . ب7: شجاع تو چشم و چراغ کشوری از پروانه یاد بگیر دروغگو و دغلکار نباش. ب8: شجاع پادشاه واقعی باید معرفت داشته باشد باید تو با معرفترین باشی. بیت9: حافظ شجاع جبار است و این حرفها در او اثر ندارد نباید عاشق او میشدی.
نتیجه: حافظ هنوز در یزد است گیوه، قبا، خرقه ، کلاه نمد بر سر ننهاده برای اعلی حضرت همایون شهنشاه بلند اختر در 16 بیت 20 بار امریه صادر می کند ، پیش شرط میگذارد به شیراز آمدم چنین و چنین و چنین باید باشی فقط بجرم اینکه شجاع گل[خوشگِل بوده]و حافظ در چهره او حیران شده که نمی بایست می شده.


 غزل313سودی  اگر رفیق شفیقی درست پیــــمان باش  حریف حجره و گرمابه و گـلستان  باش 8

 2-  شکنج زلف پریــــشان بدست باد مده  مگو که خاطر عشاق گو پریــشان باش 9
 3-  گرت هواست که با خضر همنشین  باشی  نهان ز چشم سکندر چو آب حیوان باش 10
4- ز بور عشق نوازی نه کار هر مرغی است  بیا و نو گل این بلبل غزلــــخوان باش 11

5-  طریق خدمت و آئین بنــــدگی  کردن  خدایرا تو رها کن بما و ســـلطان باش 12
 6-  دگر به صید حرم تیغ بر مکـش   زینهار  وز آنچه با دل ما کردة پشیـــمان  باش 13
 7-  تو شمع انجمنی یک زبان و یکدل   باش  خیال کوشش پروانه بین و خـندان  باش 14
 8-  کمال دلبری و حسن در نــظر  بازیست  بشیوة نظر از نــــــادران دروان  باش 15
 9-  خموش حافظ و از جور یار ناله  مــکن  ترا که گفت که در روی خوب حـیران  باش 16
     شناسه غزیده
برای شناختن غزیده باید در حضور  اندیشه غزل 313 را که وقت بسیاری برای تنظیم آن صرف شده است را مطالعه فرمائید.
نیمه اول سال 773 هجری قمری

سیاوش ایزدی         WWW.DARHOZOOREKHAJEHAFEZ.COM             فاطمه سهرابی
انتشار 20/10/1394 ش / 29/03/1437 ق /  9/1/2016 انتشار موقت