قصیدهحافِظ زِ جانِ مُحِبِ رَسولَست و آلِ او حَقا بَر این گواست خُداوَند داوَرَم(قصیده مدح شاه منصور)

حافِظ زِ جانِ مُحِبِ رَسولَست و آلِ او حَقا بَر این گواست خُداوَند داوَرَم(قصیده مدح شاه منصور)

1,149تعداد نمایش:
1394/12/08تاریخ:
 1-  جوزا سحر نهاد حمایل  بـــــــرابرم  یعنی غلام شاهم و سوگند  میـــخورم
2-   ساقی بیا که از مدد بخت  کــار  ساز  کامی که خواستم ز خدا شد میـــسرم
 3-  جامی بده که باز بشادی روی   شــاه  پیرانه سر هوای جوانیست در   ســـرم
 4-  پیرانه سر هوای جوانیست در   ســـرم  از جام شاه جرعه کش حوض کــوثرم
 5-  شاها من ار بعرش رسانم سریر   فـضل  مملوک این جنابم و مـسکین ایـن درم
 6-  من جرعه نوش بزم تو بودم هزار  سال  کی ترک آبخورد کند طبع خـــو  گرم
 7-  ور باورت نمیشود از بنده این   حدیث  از گفتة کمال دلیــــــــــلی بیاورم
 8-  گر برکنم دل از تو و بردارم از تو   مهر  این مهر بر که افکنم آن دل کــجا  برم
 9-  عهدالست من همه با مهر   شاه     بود  وز شاهراه عمر بدین عـــــهد بگذرم
 10-  منصوربن محمد   غازیست     حرزمن  وز این خجسته نام بر اعـــــدا مظفرم 10 
 11-  گردون چو کرد نظم ثریا    بنام   شاه  من نظم در چرا فکنم از که کــــمترم 11 
 12-  شاهین صفت چو طعمه چشیدم ز دست  شاه  کی باشد التفات بصید کــــــــبوترم 12 
 13-  ای شاه شیر گیر چه کم گردد ار   شود  در سایة تو ملک فــــــراغت  میسرم 13 
 14-  بال و پری ندارم و این طرفه تر   که   نیست  غیر از هوای منزل ســــیمرغ در  سرم 14 
 15-  شعرم بیمن مدح تو صد ملک دل   گشاد  گوئی که تیغ تست زبــــان  سخنورم 15 
 16-  بر گلشنی اگر بگذشتم چو باد     صبح  نه عــــشق سرو بود نه شوق صنوبرم 16 
 17-  بوی   تو    میشنیدم و بر یاد روی   تو  دادند ساقیان طــــرب یک دو ساغرم 17 
 18-  مستی بآب یک دو عنب وضع بند ه    نیست  من سالخورده پیر خـــــرابات  پرورم 18 
 19-  با سیر اختر و فلکم داوری      بسیست  انصاف شاه باد در این قــــصه داورم 19 
 20-  شکر خدا که  باز در این  اوج     بارگاه  طاوس عــــرش میشنود صیت  شهپرم 20 
 21-  شبل الاسد بصید دلم حمله کرد  و  من  گر لاغرم وگرنه شـــــــکار  غضنفرم 21 
 22-  نامـــــم ز کارخانة عشاق محو    باد  گر جز محبت تو بود شـــــغل دیگرم 22 
 23-  ای عــــاشقان روی تو از ذره    بیشتر  من کی رسم بوصل تو کــز ذره کمترم 23 
 24-  بنما من که منکر حسن رخ  تو     کیست  تا دیده اش بگز لک غــــیرت برآورم 24 
 25-  برمن فتاد سایة خورشید    سلـــــطنت  اکنون فراغتست ز خــــورشید خاورم 25 
 26-  مقصود ازین معامله بازار تیــز    نیست  نه جلوه میفروشم و نه عـــشوه میخرم 26 
 27-  حافظ ز جان محب رسولست و آل    او  حقا بر این گواست خــــداوند داورم 27 
بستر تاریخی
حافظ 70 ساله که دو سال دیگر رحلت خواهد نمود به شاه منصور 44 ساله بسیار علاقمند است و از خدا خواسته در دوران کهولت برای او سروی در کنار آرد و حالا آن سرو را [جوزا سحر نهاده حمایل برابرش]
 غزل130بیت8  در این باغ ار خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ  نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد  
درحضور خواجه، در حضور خواننده
ب1: بیاری ستارگان آسمان شاه منصور حمایل پادشاهی بسته در برابرم ایستاده و من سوگند می خورم غلام او هستم- ب2: من آرزو داشتم پادشاه قدرتمندی در کنار داشته باشم به آن رسیدم- ب3: از وجود شاه منصور 44 ساله حافظ 73 ساله جوان و سرمست شد- ب4: نشستن درکنار شاه منصور مانند نشستن در کنار لب حوض بهشت در کوثر است – ب5: شاها هرچند بسیار دانشمندم ولی غلام تو هستم- ب6: شاها از هزار سال قبل شاه دوست بوده ام- ب7: سند این ادعا گفته کمال در بیت 8 است- ب8: شاه منصور در دودمان محمد مظفر کسی لایقتر از تو برای پادشاهی نیست- ب9: از عهد الست من شاه دوست بوده ام- ب10: منصور ابن محمد مظفر جنگاور است و بدان پشت گرمم- ب11: گردون منصور را پادشاه کرد منهم باید برایش غزل بسرایم- ب12: 60 سال است از دست شاهان غذا می خورم – ب13: پیرمرد هستم اجازه بده زیر سایه تو باشم- ب14: من همان سیمرغم ولی بال و پر ندارم- ب15: شعر حافظ مانند تیغ تو برنده است- ب16: تو برایم سرو و صنوبری- ب17 : وقتی شنیدم تو به شیراز میآیی بسیار شادمان شدم- ب18: من شرابخوار نیستم پیرمردی پیرو امام مهدی قائم (عج) هستم- ب19: به سوابقم نگاه کنید فلک بر من ستم بسیار نموده شما را به داوری می خوانم- ب21: شما شیر نر جوانید و من پیرمردی لاغر ولی شما را شکار میکنم- ب22: در کارخانه گردون من جزء عشاق بوده ام عاشق تو هم هستم. ب23: عاشق ناقابل تو هستم- ب24: تو بسیار زیبایی هرکه انکار کند چشمش او را کور میکنم- ب25: تا تو هستی به خورشید نیازی ندارم- ب26: شاه منصور هرچند مدح تو را می گویم ولی منت ترا نمی کشم [حواست را جمع کن] که شکارت می کنم- ب27: مردم ! هرچند چنین مدح منصور شافعی را گفتم خدا گواهست من پیرو محمد و آل محمدم.
در حضور اندیشه
تیمور دجال فعل محلد کیش پس از قتل عام 70 هزار نفر در اصفهان و بر پا نمودن 15 منازه از سر کشته شدگان روز 1/12/789ق/29/9/766ش/20/12/1387م وارد شیراز شد سلطان زین العابدین جانشین برگزیده شاه شجاع شیراز را تخلیه بسوی شوشتر رفت تیمور طی دو ماهیکه در شیراز بود شاهان و شاهکهای  مظفری را جمع هر کدام را به یکی از ولایات فارس و عراق گمارد شتابان به سمرقند بازگشت از جمله شاه یحیی راگماشته خود در فارس نمود حافظ سال 771ق/748ش/1369م  در یزد یحیی را مدح گفته نه تنها هیچش نداده بود بلکه به او چنان بی اعتنایی کرده بود که حافظ آرزوی فنای خود را نمود روز 1/2/790ق/28/11/766ش/17/2/1388م  دوباره سرو کله او ظاهر و حاکم فارس شد و پیر غزل هم هر چند طایر فکرش بدام اشتیاق افتاد بود اجبارً او را دید و مدح گفت تا اینکه منصور از شوشتر به سوی شیراز آمد از دروازة سِلُم وارد شهر شد منصور بیاری ستارگان آسمان حمایل سلطنت بر  خود آویخته در برابر حافظ ضمن اعلا همبستگی با او سوگند وفاداری یاد از همه لحاظ مواضع خود را برای او توضیح می دهد علی الخصوص در بیت 27 که اشاره به مذهبش باشد
برگردان روان
غزل278بیت1  الا ای طوطی گویای اسرار  مبادا خالیت شکر ز منقار  
  چنین بنظر می رسد منقار طوطی ما تا آخرین نفس مملو از شکر بوده است ولی در این غزل شکر بدون اسرار است زیرا حافظ پیر شده مخالفین، رقبا، مدعیان و زاهدان تشنه به خون او مرده و یادم فرو کشیده ساکت نشسته و دیگر ضرورتی نیست مانند سال 761ق/738ش/1359م حافظ قصیده ای اسرار آمیز مانند قصیده مدح عیار بنویسد لذا خود غزل روانتر و زیباتر از به اصطلاح برگردان روان ماست.
تعمق
در بیت1 حافظ 73 ساله سوگند یاد می کند غلام  شاه منصور 44 ساله است، در بیت 9 شاهدوستی حافظ امروزی نیست از عهدالست شاهدوست آفریده شده، بیت22 فقط شاه منصور را دوست دارد [شاه یحیی، زین العابدین، سلطان احمد] را دوست ندارد، بیت27 به حقانیت خدا سوگند یاد میکنم مسلمان پیرو مذهب اثنی عشری هستم.
شناسة قصیده
اواسط نیمه دوم سال 790ق/766ش/1388م که شاه منصور به سلطنت فارس جلوس نموده سروده شده است و حافظ نسبت به او سوگند وفاداری یاد میکند.
طبقه بندی قصیده
قصیده مدح شاه منصور/ فصل حافظ منصور/ مذهب حافظ
حدوداً 9/790 هجری قمری




سیاوش ایزدی         WWW.DARHOZOOREKHAJEHAFEZ.COM    فاطمه سهرابی
انتشار 06/11/1394 ش / 16/05/1437 ق /  25/2/2016 سه پنجم