قطعاتپَس آنگَهَش زِ کَرَم این قَدَر بِلُطف بِپُرس کِه گَر وَظیفِه تقاضا کُنَم روا باشَد ((موقت)قطعه 12 بنیادی)

پَس آنگَهَش زِ کَرَم این قَدَر بِلُطف بِپُرس کِه گَر وَظیفِه تقاضا کُنَم روا باشَد ((موقت)قطعه 12 بنیادی)

864تعداد نمایش:
1395/03/01تاریخ:
اگر وظیفه تقاضا کنم روا باشد
 قطعه12بنیادی  به سمع خواجه رسان ای ندیم وقت شناس  بخلوتی    که    درو    اجنبی    صبا     باشد  
 2-  لطیفة  بـــــمیان آرو  خوش  بخــندانش  بــنکته که   دلـــش  را در  آن  رضا  باشد  
 3-  پس  آنگهش  ز کرم  این قدر بلطف بپرس  که   گر   وظیفه   تقاضا   کنم   روا   بــاشد  
بستر تاریخی
قطعه احتمالاً اواخر سال 773ق/750ش/1371م که حافظ به شیراز بازگشته روابط او با شاه شجاع صلح آمیز و به الطبع خواجه توران حسنه است سروده شده است هرچند نظر سودی علیه الرحمه اینست  که درخواست وظیفه از خواجه قوام الدین حسن نخست وزیر ابواسحاق است ولی ترس و وحشتی که در قطعه نهفته نمی تواند مربوط به آن دوران  باشد.
درحضور خواجه، درحضور خواننده
 1-  به سمع خواجه رسان ای ندیم وقت شناس  بخلوتی    که    درو    اجنبی    صبا     باشد  
سمع: گوش-خواجه: خواجه جلال الدین تورانشاه- ندیم:کارمند- وقت شناس: آخر ماه را می دانی- خلوتی: تنهایی- اجنبی: بیگانه- صبا: باد صبا که به خبرچینی معروف است.
برگردان: ندیم می دانی که آخر ماه است اگر خواجه توران را در جای خلوتی یافتی که هیچکس حتی باد صبا هم در آنجا نبودچنین بگو: 
 2-  لطیفة  بـــــمیان آرو  خوش  بخــندانش  بــنکته که   دلـــش  را در  آن  رضا  باشد  
لطیفه:  مثالی روح افزا- به میان آر: مطرح کن- خوش بخندانش: بسیار شادمانش کن- به نکته ای: به موضوعی- بدان: به آن- رضا باشد: از آن خشنود گردد
برگردان: ندیم وقت شناس اگر خواجه را در جایی که هیچکس در آنجا نبود یافتی نرم نرم سر صحبت را با او باز کن تا خلقتش خوش شود بعد ببین از چه موضوعی خوشش می آید و خواهان آنست پیرامون آن موضوع طوری صحبت کنم که بسیار شادمان شود و بخندد  و بعد.
توجه: حافظ در دفتر  شعار خود را رند معرفی و ذکری از [مکر و مکاری] ننموده در این قطعه در نقش [استاد مکار] ظاهر و به ندیم بی نوا بی نوا می آموزد چگونه مکاری کند.
 3-  پس  آنگهش  ز کرم  این قدر بلطف بپرس  که   گر   وظیفه   تقاضا   کنم   روا   بــاشد  

آنکهش: آنگاه او را- ز: از- کرم: بزرگوار- این قدر: اندکی- بلطف: به مهربانی- گر: اگر- وظیفه: مستمری ماهانه- تقاضا: درخواست- روا: جایز
برگردان: ندیم وقت شناس تو باید نکته دان هم باشی وضع روحی خواجه را خوب ارزیابی کن اگر شرایط را مناسب دیدی از او بپرس که اگر حافظ  وظیفه اش مطالبه کند مخالفت نمی فرمایی
در حضور اندیشه
حافظ حدوداً از سال 738ق/716ش/1337م که جوانی 21 ساله بود با شعرای هم عصر خود مانند مولانا عبید زاکانی احتمالاً اولین بار با او به دربار امیر کیخسرو اینجو وارد اشعاری می سرود و وظیفه دریافت می نمود این مطلب در قطعه 2 بنیادی [در سه سال اخر آنچه بیندوختم از شاه و وزیر همه بر بود بیکدم فلک چوگانی] که احتمالاً سال 740ق/718ش/1339م سروده شده منعکس است هم چنین در غزل 11 سودی  [ ترسم که صرفه نبرد روز بازخواست نان حلال شیخ ز آب حرام ما] خواجه قوام الدین حسن  صدراعظم اسحاق 750ق/728ش/1349م  و غزل 280 بیت6 سودی [مکارم تو بآفاق می برد شاعر وظیفه زاد سفر ازو دریغ مدار] درخواست زاد سفر و وظیفه اوائل سال 778ق/ 755ش/1376م از شاه شجاع و بالاخره سال 790ق/766ش/1388م در غزل 433 بیت10  [وام حافظ بگو که باز دهند کردة اعتراف ما گوهیم] از شاه منصور لذا درخواست وظیفه از حکومت در برنامة مالی آنها بوده است .
تعمق
مطالب مندرج دَر [در حضور اندیشه] ثابت میکند حافظ طی 54 سال زندگی خود از [شاه و ورزیر] وظیفه دریافت می نموده آیا دیگر شعرا هم از شاه و وزیر وظیفه دریافت می کرده اند یا فقط حافظ بخاطر جایگاه ویژه و اشعار نابی که می سروده نه تنها وظیفه بلکه زاد سفر هم دریافت واگر شاهی مانند شاه منصور وظیفه را یا نمی داده یا با تأخیر می داده قدرتمندانه از او مطالبه می کرده.
شناسة قطعه
حافظ از طریق دریافت وظیفه از شاه و وزیر امرار معاش  می کرده است
طبقه بندی
حافظ و خواجه توران
احتمالاً اواخر سال 773 هجری قمری

سیاوش ایزدی         WWW.DARHOZOOREKHAJEHAFEZ.COM    فاطمه سهرابی
انتشار 01/03/1395 ش / 14/08/1437 ق /  21/05/2016 سه پنجم