جلد اولاِلا اِي طُـوطـي گُــويـاي اَسـرار مَـبادا خـاليَـت شـكر زِمِـنقار (بی نظمیِ نظم)

اِلا اِي طُـوطـي گُــويـاي اَسـرار مَـبادا خـاليَـت شـكر زِمِـنقار (بی نظمیِ نظم)

851تعداد نمایش:
1394/06/22تاریخ:
از وقتی شروع به نوشتن پیرامون محتویات دفتر اشعار حافظ نمودم همواره از اینکه چرا خود او این اشعار را بنظم در نیاورده در شگفت بودم. او که استاد اعظم نظم و به رشته در آوردن بوده چرا گنجینه خود را طبقه بندی نکرده که اینقدر باعث سردرگمی و بی زاهد رفتن  مشتاقان خود شده و حالا مجبوریم با هزار اما ، اگر ، احتمال دارد و شاید بنویسم غزل جزء اول یا دوم یا پنجم غزیدة فلان یپرامون اسحاق یا شجاع می باشد احتمالاً در تاریخ --- هجری/--- شمسی/--- میلادی سروده شده است.
چرا آن ناظم بزرگ اینکار را نکرده است؟ زیرا فقط وفقط خود او می دانسته موضوع غزل چیست و در چه تاریخی سروده شده است مخصوصاً اگر در نظر آوریم شاه شجاع سال 785ق/761ش/1383م و خواجه جلال الدین تورانشاه روز 21/7/ 787ق/14/6/764ش/4/9/1385م و خود حافظ سال 792ق/768ش/1389م برحمت خدا رفته اند و تمامی رقبا، مدعیان و حسودان هم یا مرده یا به علت کهولت سن دیگر کاری بکارحافظ نداشته اند دلیل این ادعا تمام سروده های علنی و آَشکاریست که حافظ سال 790ق/766ش/1388م یپرامون شاه منصور و شاه یحیی سروده و خود او سال 790ق/766ش/1388م اذعان نموده [سخـن سـربستـه گفتي با حريفان خـدارا زيـن معـما پـرده بردار] و دیگر نمی خواهد سربسته گویی کند لذا حافظ پس از رحلت شاه شجاع هفت سال وقت داشته خودش تنها یا با همکاری دوست قدیمیش معروف به محمد گلندام  این کار را بکند و او که حروف ، کلمات را بدان شکل که می دانیم بنظم در آورده کل سروده هارا چرا بنظم در نیاورده است؟ 
وقتی حافظ از شجاع می پرسد [چه جرم کرده ام جانا به حضرت تو] و خودش پاسخ می دهد [بیکی جرعه که آزارش بکسی نیست] آیا  می تواند بگوید در حق علاقه مندانش طی 650 سال گذشته قصور نکرده؟ و آزار نداده ؟ هرچند کسی جرأت ندارد او را بخاطر اشعار فوق زیبایش مؤاخده نماید.
شاه شجاع هم سال 770ق/747ش/1368م قصد هلاک حافظ را نمود [غزل 272 سودی: چو شاه قصد هلاک کسی کند حافظ کراست زهره و یارا که پیش شاه گیرد] با اعدام او موافقت کرد ولی با یک درجه تخفیف او را نفی بلد و با خفت از شیراز اخراج نمود ظاهراً حافظ را از عهد ازل مشمول یک درجه تخفیف نموده اند و همین یک درجه ها باعث شد 75 سال عمر پر زحمت ولی با عزت نماید و  ابدی شود .
اخیراً در ارتباط با قصور حافظ پیرامون عدم بنظم کشیدن دفتر اشعارش اسنادی یافته شده که او را باز هم مشمول یک درجه تخفیف می نماید . این اسناد بسیار پر ارزش را محمد افندی ملقب به سودی علیه الرحمه گرد آوری که سر رشته ی آن اخیراً بدست افتاده که حکایت از آن دارد که خود حافظ هم درصدد بنظم کشیدن دفتر اشعار احتمالاً سال792ق/768ش/1389م بوده ولی اجل به او مهلت نداده احتمالاً به دلیل عارضه قلبی ومدت کوتاهی زمین گیری رحلت نموده و فرصت نیافته کار را کامل کند به احتمال بسیار قوی تصور نمی کرده بزودی دار فانی را ترک کند.
اما اسناد یک درجه تخفیف حافظ
علاقه مندان پر و پاقرص حافظ بر حسب سلیقه و برداشت خود کتابی تحت عنوان دیوان حافظ به همت : ..................................گردآوری نموده اند.
 فرمول غالب این کتابها به شرح زیر است :
الف- غزلیات ، قطعات، قصائد، رباعیات، مثنوی، ساقی نامه و مغنی نامه .
ب- تمام غزلیات بر حسب حروف الفبایی گردآوری شده اند .
ج- به جز سودی همه قریب به  100 غزل را حذف کردند یعنی از هر 6 غزل 1 غزل ! 
د- تمام غزلهای حذف شده، غزلهای راهبردی و کلیدی هستند. در یک کلام  دیوان آنها شده [شیر بی یال و دُم و اِشکَم آفرید ! ] هزاران آفرین 
موضوع سخن
اما شرح سودی بر حافظ یک استثناست آن مرحوم از روی 11 نسخة قدیمی، دست نویس و به اصطلاح سنتی دیوان خود را بشکل زیر پرداخته است:
غزلیات -  مقطعات -  رباعیات -  مثنویات -  مثنوی -  مغنی نامه -  ساقی نامه -   قصیده  و مخمس 
اما در جلد دوم صفحه1416 به ناگاه خود او هم ابراز شگفتی می کند درست مانند راننده ای که اتومبیلش در جاده ای لغزنده به ناگاه بلغزد به چپ و راست برود ولی پس از طی اندک مسافتی کنترل و به راه خود بسلامت ادامه بدهد ، می باشد . هر چند قبل ازین مسافت لغزنده چند بار به دست انداز  هم افتاده بوده باشد.
در صفحه 1416 قطعه ای که شمارة آن 270 می باشد با مطلع [بر سربازار جانبازان منادی میزنند] [که ای ساکنان کوی جانان بشنوید]
و در همان صفحه هم استدلال شده این سروده قطعه است و غزل نیست اگر سودی سروده ها را گردآوری نموده چرا این قطعه را در قسمت مقطعات طبقه بندی نکرده الا اینکه بگوئیم در نسخه ای که داشته بهمین شکل بوده است این یک سر نخ ! 
سر نخ دوم آوردن قصیدة مدح اسحاق پس از غزل شمارة 277 سودی است که آن هم پیرامون اسحاق سروده شده که بشرح زیرند:
 الف- قطعه شمارة 270 [جانبازان منادی می زنند] - غزل شمارة 271 [بخاطر اسحاق سرشک فشانم بزنده رود] -غزل 275 [ دشمن دلسیاه اسحاق] - غزل 276 [ اندوه بیحد  شکست اسحاق] - غزل 277 [ اسحاق خطا کرد] و بالاخره قصیده مدح اسحاق در یک خط ردیف می کنیم.
[ قصیده مدح اسحاق  +  غزل277  –  غزل276 - غزل 275 -  غزل  271-  قطعه  270]
مشاهده می فرمائید چگونه 1 قطعه 4 غزل و یک ابر قصیده که همه مربوط به اسحاق است پی در پی نوشته شده این یافته هرگز نمی تواند اتفاقی یا ناشی از ترتیب حروف (الفبا) باشد مگر اینکه بیندیشیم خود حافظ در صدد مرتب کردن دیوان بوده است زیرا اگر تنظیم حروف الفبایی دخالت داشت می بایست غزل شماره 275 به دنبال غزل شمارة 117 نوشته شود در حالیکه نوشته نشده است:
 غزل117سودی  دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد  مـن نیز دل بباد دهم هرچه باداباد  
 غزل275سودی  دادگـر ترا فلک جرعه کش پیاله باد  دشمن  دلسیاه تو غزق بخون چو لاله باد  
هر دو غزل فوق برای اسحاق سروده شده که اختلاف شماره گذاری آنها 185 می باشد در حالیکه می بایست پی در پی باشند و اینگونه تنظیم شدن نمی تواند اتفاقی باشد الا اینکه قویاً گمان کنیم حافظ مشغول تنظیم سروده ها بر حسب زمان و موضوع بوده ولی اجل به او مهلت نداده.
 لذا باز هم در واپسین لحظات یک درجه تخفیف شامل او میشود و سفینه غزل بدون سوخت او تا ابد می تواند براه خود ادامه دهد. در خاتمه هوشیارانه مراتب یافتن قرائن و نشانه های دیگر هستیم .


سیاوش ایزدی        WWW.DARHOZOOREKHAJEHAFEZ.COM        فاطمه سهرابی
انتشار 22/ 6/1394  ش / 29/11/1436 ق  13/09/2015 م    سه چهارم