جلد اولتاریخ عصر حافظ نوشته شادروان دکتر قاسم غنی(تاریخ عصر حافظ)

تاریخ عصر حافظ نوشته شادروان دکتر قاسم غنی(تاریخ عصر حافظ)

1,436تعداد نمایش:
1394/07/18تاریخ:
با توجه به اینکه دیوان حافظ ظاهراً دیوان اشعار است ولی باید گفت بخش اعظم آن گزارش منظوم دودمان اینجو و مظفر است .آقای دکترقاسم غنی که خدایش بیامرزد بنایی را بنیاد نهاد که طی قرن جاری اکثر مطالبی که پیرامون دفتر اشعار حافظ نوشته میشود از جمله (مجموعهء در حضور خواجه حافظ) متأثر از نظریات ایشان می باشد . به بازدید کنندگان این پایگاه توصیه میشود تاریخ عصر حافظ نوشته آن مرد بزرگ را مطالعه فرمایند فی الحال مطالب مندرج در پایان کتاب فوق را عینا بدون کم و کاست جهت کمک به فهم غزلیات در پایگاه منتشر می نماییم.

خاتمه کتاب در انساب آل مظفر

بعد از اختتام کتاب برای سهولت مراجعه متتبعین و توفیر وقت ایشان که در بحث و تنقیب تلف نشود مناسب چنان دانستیم که شجره انساب آل مظفر را چنان که از مدارک مختلفه و از تتبع کتب تواریخ آن خاندان بدست آورده ایم در این جا درج نماییم .
امیر غیاث الدین حاجی که در موقع هجوم مغول به خراسان در اوائل قرن هفتم از خواف خراسان به یزد آمد.سه پسر داشت :
اول- بدرالدین ابوبکر که بلاعقب ماند و در جزو قشون هولاکو در جنگ با اعراب خفاجه کشته شد.
دوم-مبارزالدین محمد  که نیز بلاعقب ماند و ملازم  اتابک یزد بود تا وفات یافت .
سوم-شجاع الدین منصور که در میبُد در خدمت پدر می زیست و چندی بعد از فوت پدر در میبُد درگذشت و این شجاع الدین منصور سه پسر داشت:
اول-مبارزالدین محمد که از او یک پسر به وجود آمد به نام امیر بدرالدین ابوبکر و این بدرالدین ابوبکر سه پسر و دو دختر داشت.پسرانش عبارت اند از :
امیر حاجی و امیر مبارز که در سال 764 ق در اطراف اصفهان ، در جنگ با شاه محمود کشته شد و جلال الدین شاه سلطان که در همان جنگ 764 ق در یکی از دروازه های اصفهان اسیر شاه محمود گَشته و به امر او نابینا گشت و دو دختر امیر بدرالدین ابوبکر ،یکی مادر زن سلطان عماد الدین احمد است و دیگری زن قطب الدین سلیمان شاه بن محمود.
پسر دوم شجاع الدین منصور زین العابدین علی است که بلاعقب ماند.
و پسر سوم او شرف الدین مظفر است که در سیزدهم ذیقعده سسال 713 ق در شبانکاره مُرد و از او که دختر یکی از امرای هزاره را ا زدواج نموده بود ،یک پسر باقی ماند و دو دختر .
پسرش امیر مبارزالدین محمد معروف مؤسس سلطنت آل مظفر که در اواسط جمادی الاخر سال 700 ق متولد شده و در آخر ربیع الآخر سال 765 ق وفات یافته است و دو دختر او یکی زن پسر عم خود امیر بدرالدین ابوبکر بن مبارزالدین محمد بن شجاع الدین منصور بن غیاث الدین حاجی سابق الذکر شد که یکی از فرزندانش شاه سلطان مذکور است . دختر دوم شرف الدین مظفر معلوم نشد زن که بوده و چه وقت وفات یافته است.
مبارز الدین محمد مؤسس سلسه ی آل مظفر چند زن اختیار کرده .
از زن اولش یک دختر داشت به نام خانزا سلطان و یک پسر به نام شرف الدین مظفر که در محرم سال 725 ق متولد شده و در جمادی الاخر  سنه 754 ق در موقع محاصره شیراز وفات یافته است  و از این شرف الدین مظفر چهار پسر و دو دختر باقی ماند که پسران او به ترتیب عبارت اند از:
اول-نصرة الدین شاه یحیی که در روز یکشنبه چهار دهم محرم سنه 744 ق متولد شده و در شب دهم رجب سنه 795 ق در قریه ماهیار به امر امیر تیمور به قتل رسیده است و او در حدود سنه 767 ق سلطان پادشاه  دختر بزرگ عم خود شاه شجاع را ازدواج نمود و از آن ازدواج سلطان محمد و معزالدین جهانگیر به وجود آمدند که هر دو مانند پدر در سا 795 ق در قریه ماهیار به قتل رسیدند.
پسر دوم شرف الدین مظفر الدین شاه منصور است که ظاهراً در حدود سال 745 ق یا 746 ق متولد شده و در 795 ق در خارج از شهر شیراز در جنگ با امیر تیمور به قتل رسیده است.شاه منصور دختر عم خود یعنی دختری را که شاه شجاع از زن سیده خود ،مادر سلطان زین العابدین داشتف ازدواج نمود و از آن ازدواج سلطان غضنفر بوجود آمد که در سال 795 ق در قریه ماهیار به امر امیر تیمور به قتل رسید.
پسر سوم شرف الدین مظفر شاه حسین است که در سال 785 ق به اجل طبیعی درگذشت .
پسر چهارم شرف الدین شاه علی است.
زن دوم امیر مبارز الدین محمد، خان قتلع مخدوم شاه ،دختر سلطان قطب الدین شاه جهان از ملوک قراختایی کرمان است که در سال 729 ق با او ازدواج نموده و از آن ازدواج سه پسر به وجود آمده که عبارت اند از :
اول-جلال الدین ابوالفوارس شاه شجاع که در روز چهارشنبه بیست و دوم جمادی الثانی سنه 733 ق متولد شده و در بیست و دوم شعبان سنه 786 ق در شیراز وفات کرد.
دوم-قطب الدین شاه محمود که در جمادل الاول سال 737 ق متولد شده و در نهم شوال سال 776 ق در اصفهان مرد و او ابتدا ،خان سلطان دختر سلطان غیاث الدین کیخسرو اینجو را ازدواج نموده بود و بعد دوندی دختر (یا خواهر) سلطان اویس ایلکانی را به عقد ازدواج در آورد ولی بلاعقب ماند.
سوم-سلطان عماد الدین احمد که در سال 741 ق (یا بگفته ی بعضی 742 ق و یا به ضبط فصیح خوافی در 746 ق) متواد شده و در 795 ق در قریه ماهیار به امر امیر تیمور گورکان به قتل رسید.
امیر مبارز الدین محمد از خان قتلغ مخدوم شاه ، دختری هم داشته که ظاهراً زن جلال الدین (یا جمال الدین) شاه سلطان یکی از اعیان کرمان شده و از آن ازدواج دختری به وجود آمده که نامزد مظفر الدین شاه  شبلی بن شاه شجاع بوده ، ولی دولت شاه بکاول در کرمان آن دختر را به عقد ازدواج درآورده است.
زن سوم امیر مبارز الدین محمد بانویی بوده به نام خانزاده بدیع الجمال که از او سلطان مظفرالدین با یزید در سال 757 ق به وجود آمده و نهم شوال سنه 792 ق به اجل طبیعی در گذشت.
اولاد جمال الدین ابوالفوارس شاه شجاع بن امیر مبارز الدین محمد از زن های متعددند.به این ترتیب :
از زن اولش که خواهر سیور غتمش اوغانی اوغانی بوده و در 757 ق وفات کرده لست ،یک دختر و سه پسر داشت.دختر که سلطان پادشاه نام داشت در حدود سنه 767 ق زن پسر عم خود نصرة الدین شاه یحیی شد و اما سه پسر شاه شجاع از خواهر سیور غتمش اوغانی عبارت اند از:
اول-سلطان قطب الدین اویس که در سال 752 ق متولد شده و سنه 777 ق در اصفهان مرد و از او پسری باقی ماند به نام ابواسحق که در سال 795 ق در ماهیار به امر امیر تیمور به قتل رسید و دختری که به سنه 784 ق به عقد ازدواج امیر زاده پیر محمد بن جهانگیر بن امیر تیمور در آمده ، با فرستاده مخصوص امیر تیمور لز شیراز به سمرقند رفت.
دوم-سلطان مظفرالدین شبلی که در سنه 785 ق به امر پدرش شاه شجاع نابینا گشت و در 795 ق پس از تسخیر فارس به دست امیر تیمور به امر او به سمرقند فرستاده شد و در آنجا سالها زیسته و به اجل طبیعی در گذشت.
سوم-معز الدین جهانگیر که در 795 ق در ماهیار به امر امیر تیمور به قتل رسید .شاه شجاع از زن سیده خود یک دختر داشت که ظاهراً به عقد پیر عم خود شاه منصور درآمد و از آن زن سلطان غضنفر بوجود آمد  که در سال 795 ق در ماهیار چنان که سابق اشاره شد ،به قتل رسید و یک پسر که سلطان مجاهد الدین زین العابدین است که سلطان دل شاد ، دختر سلطان اویس بن شیخ حسن جلایری ایلکانی را به عقد ازدواج درآورد و از آن ازدواج سلطان معتصم پیذا شد که در 795 ق از چنگ امیر تیمور فرار نموده به شام رفت و پس از مرگ امیر تیمور به ایران برگشته و در سال 812 ق در خارج شهر اصفهان در جنگ با میرزا اسکندر  نواده امیر تیمور به قتل رسید . امّا پدرش سلطان مجاهدالدین زین العابدین که به دست شاه منصور کور شده بود ، به امر امیر تیمور در 795 ق به سمرقند فرستاده شد و ئر آنجا می زیسته تا به اجل طبیعی درگذشت.
زن دیگر شاه شجاع امیرزاده دُرملک است که از آن زن سه پسر بوجود آمد . اول،سلطان علاء الدین ابوسعید مهدی و او داماد سلطان عماد الدین احمد است.سلطان مهدی در سال 795 ق در ماهیار به امر امیر تیمور به قتل رسید.دوم عزیز خان و سوم سلیمان خان ، سلیمان خان اندکی بعد از وفات شاه شجاع مرد و عزیز خان به دست فرستاده امیر تیمور در دوازدهم رجب سال 795 ق در کرمان به قتل رسید.
اولاد سلطان عماد الدین عبارت اند از: سلطان غیاث الدین محمد که در 795 ق به امر امیر تیمور در ماهیار به قتل رسید و دختری که زن سلطان مهدی بن شاه شجاع بوده است.
برای سر در گم نشدن خواننده آنچه را که از تاریخ آل مظفر به دیوان مربوط می شود بطور خلاصه می نویسم.

امیر مبارزالدین محمد مظفر

امیر مبارز  700ق/  676ش/1300 م/ در یزد متولد و و 765 ق/742ش/1363م  وفات یافت . سال 713ق/ 692 ش/ 1313م/ که سیزده ساله بود پدرش رحلت نمود و  به تبریز رفت ، بمدت 4 سال در دربار ایلخان اولجالیتو مستقر ، بسیار مورد توجه او بوده و همواره در کنار خود می نشانده است جوانی با هوش و بسیار نیرومند بوده است.
چهار سال در عنفوان جوانی در دربار ایلخان اولجالیتو چه می کرده ؟ آیا از همان سنین در فکر بر پایی امپراطوری هخامنشی نبوده؟آیا در دارلخلافه نمانده تا آداب برپایی یک حکومت قدرتمند را آنهم از نوع مغولی بیاموزد؟عملکرد او این نظریه را تقویت می کند زیرا در محاصره شیراز که 11 ماه بطول کشید ابتدا پسربزرگ او رحلت نمود اما دست از محاصره برنداشت در همین ایام خود او سخت بیمار شد ولی محاصره را نه تنها ترک نکرد بلکه به اطرافیان گفت اگر من مُردم جنازه ام را بردارید و به محاصره شیراز تا پیروزی ادامه دهید. سرانجام سال 718ق/769ش/ 1318م/ با دریافت حکم فرمانداری  [یسا ولی] میبد از دست ایلخان ابوسعیدد بهادرخان به میبد یزد رفت و با توانمدی تمام آن منطقه را امن نمود از دیگر نشانه های جاه طلبی او اینست که سال 729ق/707   ش/1328م به شیراز آمد وبا خان قتلع دختر قطب الدین شاه جهان قراختائی کرمان ازدواج نمود و به یزد بازگشت پایه حکومت خود را انجا کاملاً محکم نمود . سال 736 ق/ 714 ش/ 1335 م/پس از مرگ ایلخان ابوسعید بهادر جان در آنجا حکومت مستقلی برپا می کند اندکی بعد کرمان را هم متصرف می شود. شاه شیخ ابواسحاق نه بار برای محدود و یا منهدم کردن او می جنگد ولی موفق نمی شود. سرانجام3/10/754ق/17/8/732 ش/ 8/11/1353 م شیراز را تصرف می نماید او مردی نیرومند مدیری مقتدر فهیم خودش پایبند شریعت اسلام در قالب مذهب شافعی بوده دربارِ پاکیزه ای داشته شراب نمی نوشیده لهو و لعب و هرزگی نمی کرده زنباره نبوده و آرزو داشته حکومتی از سند تا نیل برپا نماید حافظ به دربار او نمی رود و او هم در صدد آزار حافظ نبوده زیرا براحتی می توانست او را از پای در آورد حافظ هم او را می شناخته لذا بخلوت خانه خود رفته و ساقی او یار حور سرشت شده و در قبال امیر مبارز کاملاً سکوت کرده و امید وار بوده مردم ناراضی شوند بر علیه او شورش نمایند تا اسحاق دوباره به شیراز باز گردد لذا در اشعار خود هرگز نامی از او نبرده ستایشی از او نکرده فقط در قطعه 1 عملکرد و  سرانجام او را وصف نموده است چندین بار او را با الفاظ محتسب ، رقیب، و سُفله یاد کرده است.
امیر مبارز از نظرجسمی مردی کاملاً سالم،قدرتمند،ورزیده از نظر روحی و روانی محتملاً دچار نوسانات خلقی ادواری بوده گاه بسیار متین و مودب و گاه بسیار تند خو و بدگو می شده ، گاهی شراب می نوشیده و پس از چندی توبه می کرده هم پایبند شریعت بوده وهم براحتی شریعت را زیر پا می گذاشته هم قرآن و نماز می خوانده هم کودک بی گناهی را گردن می زده بگفتة حافظ بی محابا حبس می کرده و گردن می زده حدود [هشتصد نفر] تو را مستقیماً بدست خودش کشته ما اندکی درنگ کنیم هشتصد نفر من و شما از دیدن بریده شدن سر گاو و یا گوسفند چقدر متاثر می شویم یا از دیدن شکار و بلیده شدن یک موش توسط یک مار چقدر منقلب میشدیم تا چه رسد به کشته شدن یک کودک در برابر چشم ما.

یاران امیر مبارزالدین محمد که حافظ از آنها نام برده

1-خواجه ابونصر فتح الله : مردی دانشمند و با اصل و نصب بمدت 150سال خاندان او در فارس صاحب منصب بوده اند حافظ از او با
 عنوان { وزیر کامل خواجه ابونصر فتح الله} یاد می کند بنظر می رسد مردی روشن بین بوده . امیر مبارزالدین پس از تصرف شیراز سال 756ق/733ش/1355م او را به صارت گمارد و شاه سلطان خواهر زاده امیر مبارز و دست راست شجاع سال 760ق/737ش/1358م این مرد بزرگ را بقتل رسانید. او از مردان مورد علاقة حافظ است و از او به نیکی یاد کرده احتمالاً در زمان اسارت امیر مبارزالدین با او در ارتباط بوده است. 
ادامه دارد

برگرفته از تاریخ عصر حافظ
فاطمه سهرابی www.DARHOZOOREKHAJEHAFEZ.COM          سیاوش ایزدی
انتشار  18/7/94 ش  27/12/1436 ق   10/10/2015 م  سه چهارم