1398/02/23تاریخ:
غزل 30 سودی

شِکُفتِه شُد حَمرا و کَشت بُلبُل مَست صَلای سَر اِی خوشیای صوفیانِ باده پَرَست

1 شـکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست صلاي سرخوشي اي صوفيان باده پـرست
2 اساس توبه که در محکمي چو سنگ نمود ببين که جام ز جاجي چه طرفه اش بشکست
3 بـيار باده که در بارگـاه اســتغنا چه پاسبان و چه سلطان و چه هوشيار و چه مست
4 از اين رباط دو در چون ضرورت است رحيل رواق و طاق و معشت چه سربلند و چه پست
5 مــقام عيش ميسر نمي شود بي رنج بلي به حکم بلا بسته اند عهد الــــست
6 به هست و نيست مرنجان ضمير و خوش مي باش که نيستيست سرانجام هر کمال که هست
7 شـکوه آصفي و اسب باد و منطق طير به باد رفت و از او خواجه هيچ طرفه نيست
8 به بـــال و پر مرو از ره که تير پرتابي هوا گرفت زماني ولــي به خاک نشست
9 زبان کلک تو حافظ چگونه شکر آن گويد که گفته سخنش مي برند دست به دست

بستر تاریخی

آقای دکتر جلالیان به درستی معتقد است غزل ماه 11 (ذیقعده) سال 764ق/741ش/1362م و در جریان اقدام خواجه محمد ابن علی صاحب عیار صدراعظم مقتدر شاه شجاع برای کودتا بر علیه او سروده شده است. نشانه های موجود در غزل صحت نظر ایشان را تأئید می کند بگفته ایشان این ناتوان شروع به نوشتن کمی مفصل و شاید کمی رساتر هرچند فعلاً به نتیجه نخواهیم رسید زیرا زندگی خواجه محمد عیار و قتل او یکی از اسرار حکومت دودمان مظفر و دفتر اشعار حافظ است مقدمتاً مطالبی نوشته میشود.

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : شـکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست صلاي سرخوشي اي صوفيان باده پـرست
کلمات: شکفته شد: بسيار شادمان شد- گل حمراء: شجاع خوشحال و برافروخته- بلبل: حافظ - صلا : فراخوان-صوفيان باده پرست: صوفيان شرابخوار (حافظ و دوستانش)
برگردان: يکي از گلهائي که حافظ در سرودها براي بيان مقاصدش بکار گرفته گل سرخ است. اين گل از نظر رنگ و بو و اندازه، انواع مختلف دارد: 1- گل صورتي و بسيار معطر معروف به گل گلاب که از آن درگلابگيري استفاده ميشود. اين گل را به دليل زيبائي، تعداد زياد گلبرگها، رنگ دل نشين ، عطر روح انگيز و از جميع جهات کامل به سلطان گلها معروفست. 2- در تعداد بسياري از غزليات گل را بطور عام براي توصيف شجاع مه چهره بکار برده : غزل 9 سودي (رونق عهد شباب است دگـر بستان را / ميرسد مژده گل بلبل خوش الـحان را ) غزل 49سودي ( کنون که بر کف گل جام بادة صافست / بصـد هزار زبان بلبلش در اوصافست) غزل51 سودي( گل در بر و مي بر کف و معشوقه بکامست / سلطان جـهانم بچنين روز غـلامست) 3- گل سوري: ظاهراً نوعي ديگر از گل سرخ احتمالاً پر رنگتر مي باشد. 4- براي ادراک نسبي غزل بايد بيت زير را مد نظرداشت. بيت13 قصيده مدح عيار ( زهي حميده خصالي که گاه فکر صواب/ تـو را رسد که کني دعـوي جهانباني) توجه: خود اين بيت يعني چه؟ حافظ به عيار مي گويد [چرا فکر جهانباني نمي کني] چرا شجاع را برکنار نمي کني؟ در حاليکه حافظ نيمه دوم سال 757ق/ 734ش/1356م با شجاع در خانه بي تشويش کاملا همسو شد. لذا اسرار قتل عيار تا زمانيکه در دفتر اشعار زير و زبر و کليه سروده هاي فصل حافظ- عيار در يک جا جمع نشود در پردة ابهام باقي خواهد ماند ولي در بازنگري و تعمق اخير اندکي جريان امر بر ملا شده است.
 
بیت 2 : اساس توبه که در محکمي چو سنگ نمود ببين که جام ز جاجي چه طرفه اش بشکست
کلمات: اساس: فلسفه وجودي- توبه: ترک داوطلبانه گناه- چو سنگ نمود: مانند سنگ بنظر مي رسيد- زُجاج: شيشه- جام زُجاجي: جام شيشه اي شراب- چه طرفه: چه آسان، طرفه: عجب
برگردان: تعمق در مورد بيت 2 : چه کسي توبه محکمي کرده: برابر بيت 28 قصيده مدح عيار چه تهمت و تکفيري از ميان برخاسته؟ آيا عيار خلافي مرتکب شده و مورد عفو قرار گرفته و دوباره مرتکب شده؟ با عنايت با اينکه امير مبارز مردي متعصب و سر سخت در عين حال شرابخواري که توبه نموده بوده است آيا عيار در زمان امير مبارز بمنظور همسو شدن و بعبارتي همرنگ شدن با او از شرابخواري توبه نموده و حالا که شجاع شرابخوار شاه شده توبه (چو سنگ خود را با جام زجامي شکسته و شراب مي نوشد ؟) بيت 28 قصيده مدح عيار : (بشکر تهمت و تکفير که از ميان برخاست /بکوش کز گل و مل داد عيش بستاني) برابر بيت فوق کسي که از ميان برخاسته امير مبارز بوده لذا احتمال فوق مبني بر توبه نمودن عيار از شرابخوار در عهد امير مبارز قوت مي گيرد و حالا که او از ميان برخاسته مجدداً شرابخوار شده و حافظ به او توصيه مي کند ((بکوش کز گل و مل داد عيش بستاني ))
 
بیت 3 : بـيار باده که در بارگـاه اســتغنا چه پاسبان و چه سلطان و چه هوشيار و چه مست
کلمات: باده: شراب- بارگاه: پيشگاه- استغنا: خداوندي که هوشياري و مستي ما براي او اهميتي ندارد - بارگاه استغنا: پيشگاه خداوند
برگردان: شراب بياور که در پيشگاه خداوند چه پاسبان چه پادشاه چه شرابخوار چه زاهدي که شراب نمي نوشد همه يکسانند زيرا او نيازي به طاعت و عبادات ما ندارد.
 
بیت 4 : از اين رباط دو در چون ضرورت است رحيل رواق و طاق و معشت چه سربلند و چه پست
کلمات: رباط: خانة مردگان (کاروانسرا)- دو در: روزي مي آئيم و روزي مي رويم- رحيل: عبور- ضرورت است: گريزي ندارد- رواق: طاق درب ورودي- طاق: سقف قوسي- چه سربلند: اگر کاخ باشد- چه پست: چه کوخ باشد
برگردان: ما روزي بدنيا مي آئيم چه بخواهيم چه نخواهيم روزي هم بايد از دنيا برويم بنابرين چه کاخ نشين چه کوخ نشين باشيم تفاوتي نمي کند.
 
بیت 5 : مــقام عيش ميسر نمي شود بي رنج بلي به حکم بلا بسته اند عهد الــــست
کلمات: مقام: جايکاه-عيش: زندگي آسوده- ميسر: ممکن- بلي به حکم بلا: روز الست که به خداوند بلي گفتي بلا به جان خريدي.
برگردان: خواجه قوام مي بايست بداند حفظ جايگاه صدارت آسان نيست همانطور که روز الست به قالب انسان روح دميده شد بلاياي زيادي در انتظارش بود.
 
بیت 6 : به هست و نيست مرنجان ضمير و خوش مي باش که نيستيست سرانجام هر کمال که هست
کلمات: هست و نيست:مردن يا زنده ماندن- دل مرنجان : خواجه قوام نگران نباش - مرنجان: آزرده نکن- ضمير: روح، روان- نيستي: مرگ- سرانجام: عاقبت- کمال: عالي ترين مرحله انديشه يا جايگاه
برگردان: خواجه قوام از مرگ نترس و غمگين مباش و خوش مي باش که سرانجام همه مرگ است در هر مقام و مرتبه اي که باشند. اين بيت نظريه قبلي مبني بر سروده شدن غزل پس از دستگيري خواجه قوام که هنوز زنده و در زندان بوده تأييد را مي کند .
 
بیت 7 : شـکوه آصفي و اسب باد و منطق طير به باد رفت و از او خواجه هيچ طرفه نيست
کلمات: شکوه آصفي: ابهت آصف ابن برخيا وزير سليمان نبي- اسب باد: حکومت بر باد- منطق طير: دانستن زبان پرندگان- خواجه: خواجه محمد ابن علي صاحب عيار- طرفه نبست: سودي نبرد-
برگردان: حضرت سليمان زبان پرندگان را مي دانست ، باد بفرمان او بود و صدراعظم قدرتمندي چون آصف اين برخيا داشت همگي از اين دنيا رفتند خواجه قوام هم مانند آصف بر خيا وزير قدرتمندي بود که همه را بدون اينکه سودي از آن ببرد بباد داد.
 
بیت 8 : به بـــال و پر مرو از ره که تير پرتابي هوا گرفت زماني ولــي به خاک نشست
کلمات: به بال و پر مرو: بسيار تند نرو- از ره: در زندگي- که: بدان- تير پرتابي: تيري که براي قدرت نمائي و مسابقه پرتاب ميشود- هوا گرفت: به بالا رفت- زماني: چند لحظه اي- ولي به خاک نشست: سرانجام به زمين افتاد
برگردان: ديديد که خواجه قوام الدين محمد چه عظمت ، شکوه و قدرتي داشت چهار سال صدراعظم شجاع بود ، تندروي کرد حدود خود را نگاه نداشت سرنگون و زنداني شد.
 
بیت 9 : زبان کلک تو حافظ چگونه شکر آن گويد که گفته سخنش مي برند دست به دست
کلمات: کلک: قلم- گفته سخنش: آنچه را مي نويسد-زبان کلک: نوک قلم- چگونه : با چه بياني- مي برند دست به دست: منظورت را مردم به يکديگر مي گويند شکر آن گويد: حافظ اشعار تو آنقدر علاقمند دارد که نمي تواني چطور شکر گويي آن گويي.
برگردان: حافظ تو چگونه شعر مي سرايي که همه آنرا مي پسندند و دست بدست مي برند و نوک قلم تو چگونه شکر گزار اين نعمت باشد.
 

در حضور اندیشه

مرحوم دکتر جلالیان اظهار نموده غزل پیرامون قتل خواجه قوام الدین محمد ابن علی صاحب عیار صدراعظم و سپه سالار شاه شجاع بدست او سروده شده است بنظر اینجانب هم درست نوشته اند اما و اگر بسیار دارد که باید بدان پرداخت: 
روز قتل عیار ر 15/06/742 شمی: یعنی اواسط شهریور ماه نوشته اند علی القاعده یازدهم شهریور در شیراز ایام شکفتن گل حمراء (رز سرخ) نمی باشد پس منظور از گل حمرائی که (شکفته شد) چیست؟حافظ در سرتا سر دفتر اشعارش شجاع را (گل) ، خود را بلبل معرفی می کند.  احتمال می دهم حافظ به موفقیت  شجاع  در رسیدن بموقع  به شیراز و دستیگری بموقع خواجه قوام الدین که موجب شادمانی فوق العاده اش شده اشاره دارد و آنرا به شکفتن گل حمراء تشبیه کرده بر این مبنا بلبلی که مست شده خود حافظ است.  گل حمراء شکفته شده  شاه شجاع شرابخوار بسیار شادمان می باشد صوفیان باده پرستی که حافظ به آنها فراخوان می دهد برای سرخوشی بشتابند چه کسانی هستند؟  در بیت 2 چه کسی توبه محکمی چون سنگ کرده که جام شیشه ای براحتی آنرا شکسته و آن جام در دست و متعلق به چه کسی بوده است. بیت 1 و 2 در سایه روشن است واضحاً  دیده و شناخته نمی شوند اما از بیت3 به بعد آرام آرام به روشنائی وارد شویم اما مخاطب ابیات 4 و 5 چه کسی است؟ منظور از آصف در بیت 7 خواجه محمد ابن علی صاحب عیار است که حافظ [او را چنین معرفی میکند]

 بیت12مدح عیار قوام دولت و دین محمد بن علی که میدرخشدش از چهره فر یزدانی   
 بیت3غزل12 دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری کاندراین ره کشته بسیارند قربان شما  
 بیت4غزل12 دل خرابی می کند دلدار را آگه کنید زینها ای دوستان جان من و جان شما  
 به شجاع اطلاع میدهد هرچه زودتر به شیراز بازگردد ظاهراً شجاع  بموقع به شیراز رسیده موفق به دستگیری خواجه قوام و زندانی نمودن او شده که حافظ این حالت را به خاک نشاندن او تعبیر می کند و بلبلی که مست میشود حافظ گل حمرائی که شکفته میشود شجاع و صوفیان باده پرست طرفداران حافظ و جا ز جاجی را جائی که در سنگی توبه را شکسته جام شرابیست که پس از سرنگونی امیر مبارز می نوشیده و بگفته حافظ (کوشیده از گل و مل داد عیش  بستاند) و کسی که توبه نموده بوده خواجه قوام است که حافظ در بیت 28 به آن اشاره نمود :

 بیت28قصیده عیار بشکر تهمت  تکفیر کز میان برخاست بکوش کز گل و مل  داد عیش بستانی   

برگردان روان

وقتی به عمق غزل وارد میشویم در می یابیم تا چه حد پیچیده است و برای گشودن آن باید نه تنها سرنخهائی از چندین غزل بیابیم بلکه به کتب تاریخ هم مراجعه آنقدر بکوشیم تا ببینیم عیار دقیقاً که بوده ؟ چه شخصیتی داشته ؟  رابطه اش در سال 764ق/741ش/1362م  با امیر مبارز مفلوک چگونه بود آیا خودش میخواسته مستقلاً شجاع را برکنار کند یا تحریکات امیر مبارز و شاه یحیی هم در کار بوده آیا در جریان محاصره یزد گفتگویی با شاه نصرت الدین یحیی که او هم داعیه حکومت فارس را داشته جهت براندازی داشته که از یزد مستقیماً به شیراز آمده ، در این شهر چه عواملی داشته که او را در جهت اهدافش یاری کنند سرانجام طرح این فرضیه است نقش واقعی حافظ در این کودتا و خنثی کردن آن چه بوده است زیرا اگر به قصیده به اصلاح مدح عیار عمیق شویم در میابیم مدح نیست بلکه ارائه راه  است برای کودتا آیا این قصیده  برای فریب عیار بوده است تا دست بکار شود وشجاع هم از کمین ابرقو به شیراز بیاید و او را از سر راه بردارد من بر این باورم حذف عیار برنامه ریزی شده بوده است و حافظ در این کار نقش کلیدی داشته دلیل آن همین غزل و قصیده به اصطلاح مدح عیار و دیگر سرودهائیست که در فصل حافظ/ عیار گردآوری خواهند شد.


تعمق

وقتی به عمق غزل وارد میشویم در می یابیم تا چه حد پیچیده است و برای گشودن آن باید نه تنها سرنخهائی از چندین غزل بیابیم بلکه به کتب تاریخ هم مراجعه آنقدر بکوشیم تا ببینیم عیار دقیقاً که بوده ؟ چه شخصیتی داشته ؟  رابطه اش در سال 764ق/741ش/1362م  با امیر مبارز مفلوک چگونه بود آیا خودش میخواسته مستقلاً شجاع را برکنار کند یا تحریکات امیر مبارز و شاه یحیی هم در کار بوده آیا در جریان محاصره یزد گفتگویی با شاه نصرت الدین یحیی که او هم داعیه حکومت فارس را داشته جهت براندازی داشته که از یزد مستقیماً به شیراز آمده ، در این شهر چه عواملی داشته که او را در جهت اهدافش یاری کنند سرانجام طرح این فرضیه است نقش واقعی حافظ در این کودتا و خنثی کردن آن چه بوده است زیرا اگر به قصیده به اصلاح مدح عیار عمیق شویم در میابیم مدح نیست بلکه ارائه راه  است برای کودتا آیا این قصیده  برای فریب عیار بوده است تا دست بکار شود وشجاع هم از کمین ابرقو به شیراز بیاید و او را از سر راه بردارد من بر این باورم حذف عیار برنامه ریزی شده بوده است و حافظ در این کار نقش کلیدی داشته دلیل آن همین غزل و قصیده به اصطلاح مدح عیار و دیگر سرودهائیست که در فصل حافظ/ عیار گردآوری خواهند شد.

شناسه غزل

خواجه قوام الدین محمد ابن علی هم رزم امیر مبارز و نایب السلطنه او و مربی شاه شجاع از 17 سالگی و در واقع سرپرست او که در جریان برکناری امیر مبارز همراه جلال الدین شجاع شده ماه ذیقعده 766قمری / 743شمسی/ 1364میلادی  مبادرت به اقداماتی برای برکناری شجاع نمود ولی شجاع او را دستگیر ، زندانی مصادره اموال و روز 15/11/764ق/ 11/06/742ش/02/09/1363م او را بر خاک نمود مضمون غزل بطور آشکار شادمانی فوق العاده شجاع، سرمست شدن حافظ و دعوت به شرابخواری و سرخوشی بمناسبت دستگیری خواجه قوام الدین محمد علی صاحب عیار است .
توضیح: بدیهی است وقتی عیار دستگیر شده فوراً بقتل نرسیده زیرا او صاحب منصبی عالی مقامی و اطلاعاتی داشته که باید تخلیه می شده در عین حال بسیار ثروتمند که می بایست اموال او شناسائی شوند  بهمین جهت دستگیرف زندانی و شکنجه شده لذا غزل بمناسبت قتل فجیع او نیست بلکه بمناسبت دستگیری بموقع او می باشد که شاه شجاع بسیار شاد و حافظ که (حافظ شجاع ) است سرمست شده و یارانش را برای شادمانی و سرخوشی دعوت نموده.

طبقه‌بندی غزل

فصل حافظ/ عیار- فصل حافظ/ شجاع- زنجیرک قتل عیار- 11/764ق/06/742ش/09/1363م سروده شده است
21/01/1398 ش 25/07/1440 ق 10/04/2019 م شاید نهائی

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری