1395/07/08تاریخ:
غزل 527 سودی

حافظ̊ مَدار̊ اُمیدِ فَرَح̊ زِین̊ مَدارِ کُون̊ دارَد̊ هِزار̊ عِیب و نَدارَد̊ تَفَضُلی

مدار کون دارد هزار عیب و ندارد تفضلی

1 رفتم بباغ صبحدمي تا چنم گلي آمد بگوش ناگهم آواز بلبلي
2 مسکين چو من بعشق گلي گشته مبتلا و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلي
3 ميگشتم اندران چمن دمبدم ميکردم اندر آن گل و بلبل تأملي
4 گل يار خار گشته و بلبل قرين عشق اين را تعبيري نه و آنرا تبدلي
5 چون کرد در دلم اثر آواز عندليب گشتم چنان که هيج نماندم تحملي
6 بس گل شکفته ميشود اين باغ را ولي کس بي بلاي خار نچيدست از او گلي
7 حافظ مدار اميد فرح زين مدار کون دارد هزار عيب و ندارد تفضلي

بستر تاریخی

از انواع غزلهای حیکمانه حافظ است مخاطب خاصی ندارد الا اینکه حافظ نیکی و بدی (مدار کون) را در در کفة ترازو می گذارد و در کمال بدبینی میگوید ندارد تفضلی [هزار عیب دارد و ندارد تفضلی]

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : رفتم بباغ صبحدمي تا چنم گلي آمد بگوش ناگهم آواز بلبلي
کلمات: صبحدمي: يک روز صبح- تا : براي- چنم: بچينم- آمد بگوش: شنيدم- ناگهم: ناگهان
برگردان: صبح زود براي چيدن گلي بباغ رفتم ناگاه صداي بلبلي را شنيدم که:
 
بیت 2 : مسکين چو من بعشق گلي گشته مبتلا و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلي
کلمات: مسکين:بي نوا- من: حافظ- گلي [يک گل]- فکنده: افکنده- غلغلي: داد وفرياد بسيار
برگردان: همان طور که من عاشق (زيبائيهاي دنيا شده و آواز ميخوانم) بيچاره بلبل هم عاشق گلي بود و از عشق آن فرياد و فغان درچمن براه انداخته بود.
 
بیت 3 : ميگشتم اندران چمن دمبدم ميکردم اندر آن گل و بلبل تأملي
کلمات: ميگشتم: قدم مي زدم و تماشا مي کردم- دم بدم: بدون توقف- اندر: پيرامون- تأمل: تفکر عميق
برگردان: همانطور که در باغ مي گشتم وسياهت مي کردم در فکر گل و فرياد بلبل بودم که:
 
بیت 4 : گل يار خار گشته و بلبل قرين عشق اين را تعبيري نه و آنرا تبدلي
کلمات: يار: هم نشين- خار: تيغ ساقه گل- گشته: شده- قرين: همزاد-اين: عشق بلبل بِگُل خاردار- تعبير: پي بردن به مفهوم- آنرا: هم نشيني خار با گل را- تبدلي: توجيه عقلاني
برگردان: همانطور که در باغ مي گشتم به اين فکر ميکردم که چگونه گلي زيبا باخاري خشن هم نشين وبلبلي خوش الحان به آن گل زيبا و مغرور عاشق شده است.
 
بیت 5 : چون کرد در دلم اثر آواز عندليب گشتم چنان که هيج نماندم تحملي
کلمات: چون: چنان- کرد در دلم اثر : دلم را بدرد آورد- عندليب: بلبل-گشتم چنان: چنان منقلب شدم- تحملي: شکيبايي- هيچ: ذره اي
برگردان: وقتي به آواز سوزناک بلبل خوب گوش دارم چنان برآشفته شدم که طاقتم طاق شد زيرا:
 
بیت 6 : بس گل شکفته ميشود اين باغ را ولي کس بي بلاي خار نچيدست از او گلي
کلمات: بس: بسيار- اين باغ: اين دنيا- ولي: اما- کس: هيچکس- بلا: جراحت- او: باغ دنيا
برگردان: هرچند بلبل عاشق گل بود و براي ابراز عشقش چنان سوزناک آواز ميخواند ولي غافل از آن بود که همان گل خاري تيز و برنده دارد مانند اين دنيا که ما عاشق آنيم ولي بلاياي بسيار دارد و سرانجام ما را پرپر ميکند.
 
بیت 7 : حافظ مدار اميد فرح زين مدار کون دارد هزار عيب و ندارد تفضلي
کلمات: مدار: نداشته باش- فرح: گشايش و آسايش- زين: از اين- که به: چرخ- کون: هستي- کون دارد: دنيا دارد- هزار: فراوان- عيب: کاستي و پلشتي- تفضلي: زيبائي [تفضل در برابر عيب آورده شده]
برگردان: نتيجه رفتن به بباغ و چرخيدن بي توقف در آن ، اين شد که که به دنيا آمده ام نبايد توقع آرامش و آسايش داشته باشم بايد بدانم اين دنيا هزاران عيب دارد ولي بدان اندازه دستاورد ندارد که هيچ سرانجام آنهم فناست.
 

در حضور اندیشه

یقیناً غزل را حافظ در زمان جوانی که مست غرور بوده نسروده بلکه زمانی سروده که بخش عمدة (مدار کون) زندگی خود را پیموده به بلایای زیادی گرفتار و با سر سختی و جانبخشی از آنها عبور نموده بگونه ای که دریافته داشته  هزار عیب داشته و نداشته تفضلی در مجموع با عینک بسیار دودی بگذشته خود نگاه کرده است .

برگردان روان

هنگام با مداد برای چیدن گلی بباغ رفتم ناگاه فریاد و فغان بلبلی شنیدم ، گویا بلبل بی نوا هم مانند من عاشق گلی بود با تمام وجود در باغ آواز میخواند همانطور که در باغ قدم میزدم شدت فریاد بلبل بیشتر فکر مرا بخود مشغول میکرد زیرا بلبل شیدای گل بود هر چند گل به او اعتنائی نمیکرد و خارهای جانکاهی هم داشت وقتی دیدم بلبل علی رغم بی اعتنایی گل و داشتن خارهای تیز چنان نسبت به او ابراز عشق میکنم بسیار برآشفتم بیاد دنیایی که در آن زندگی می کنیم افتادم علی رغم زیبائیایش  چه بسیاری آمده عاشق این همه زیبایی شده بلا دیده و فنا شده اند بخود گفتم که از چنین دنیایی نباید انتظار آسایش داشت زیرا که هزاران عیب دارد و سرانجام آن مرگ و فناست.

تعمق

جان غزل در بیت هفتم موج می زند حافظ با نهایت بدبینی به گردش روزگار نگاه میکند و میگوید نه تنها آسایشی در آن وجود ندارد بلکه هزاران عیب دارد علی رغم داشتن چنین معایبی هم تا ابد نمی توانیم در آن زندگی کنیم. بقیه ابیات هم تماماً مقدمه چینی برای این بیت است.

شناسه غزل

غزل در فاصلة سالهای 780ق/757ش/1378م تا 785ق/761ش/1383م  که حافظ از بلایای عدیده عبور بدوران پیری وارد به اوج حکمت و اندیشه رسیده در بستر چنان ناکامیهائی چنین قضاوت نادرستی برای (مدار کون)  میکند. علی رغم اینکه زمانی خودش گفته [حافظ گله از مشرب قسمت بی انصافیست (قسمت همان مدار کون می باشد) طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس]

طبقه‌بندی غزل

نام غزل: دارد تفضلی/ فصل غزلیات حکیمانه/ احتمالاً در اواخر دوران شجاع
08/06/1395 ش / 27/12/1437 ق / 29/09/2016 سه پنجم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری