1394/07/14تاریخ:
غزل 173 سودی

بَنْدِه پیرِ مُغانَمْ کِه زِ جَهْلَم بِرَهانْد پیرِ ما هَرْچِه کُندْ عِینِ عِنایَتْ باشَدْ

1 من و انکار شراب اين چه حکايت باشد غالباً اين قدرم عقل و کفايت باشد
2 من که شبهاره تقوي زده ام با دف و چنگ ناگهان سر به ره آرم چه حکايت باشد
3 تا بغايت ره ميخانه نمي دانستيم ورنه مستوري ما تا به چه غايت باشد
4 زاهد ار راه به رندي نبرد معذورست عشق کاريست که موقوف هدايت باشد
5 بنده پير مغانم که ز جهلم برهاند پيرِ ما هرچه کند عَينِ ولايت باشد
6 زاهد و عجب ونماز و من و مستي و نياز تا تو را خود ز ميان با که عنايت باشد
7 دوش ازين فکر نخفتم که حکيمي ميگفت حافظ ار مست بود جاي شکايت باشد

بستر تاریخی

غزل رو در روئی مصالمت آمیز حافظِ رند با زاهدِ معذور که استعداد جذب هدایتِ ولایت نداشته تا عاشق شود ولی حافظ استعداد جذب نعمت پیرمغان را داشته و عاشق شده و شراب نوشیده احتمالاً غزل سال 769ق/746ش/1367م که اطرافیان شجاع به او صوف پوشانیده و محتسبش کرده به او و اطرافیان او منجمله حافظ گفته اند شراب بنوشد سروده شده است.

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : من و انکار شراب اين چه حکايت باشد غالباً اين قدرم عقل و کفايت باشد
کلمات: من : حافظ – انکار شراب : ترک شراب نوشي – حکايت : سخن – غالباً : بيش از 80% - قدر : اندازه – کفايت : بلوغ فکري
برگردان: اين چه پيشنهاديست که مي کنيد! من اينقدر فهم و شعور دارم که شراب بنوشم يا ننوشم و چقدر و چه موقع بنوشم و نيازي نيست شما بگوئيد ننوش
 
بیت 2 : من که شبهاره تقوي زده ام با دف و چنگ ناگهان سر به ره آرم چه حکايت باشد
کلمات: من: حافظ-ره زدن : قطع کردن راه= راهزن = دزد – شبهاره تقوي زده ام: شبها دف و چنگ زده و شراب نوشيده ام- تقوي : پرهيزکاري – دف : دايره زنگي – چنگ : ساززهي – سربراه : پرهيزکار و متقي- آرم: آورم
برگردان: من شبهاي بسياري را شراب نوشيدم به نواي دف و چنگ گوش داده ام مگر ممکن است يک شبه ترک شراب کنم و سر براه شوم
 
بیت 3 : تا بغايت ره ميخانه نمي دانستيم ورنه مستوري ما تا به چه غايت باشد
کلمات: غايت : آخِر – ره : راه – ميخانه : شرابفروشي – ورنه : وگرنه – مستوري : پاکدامني – تا به چه غايت : تا به کجا
برگردان: من تا ين اواخر راه ميخانه را بلد نبودم اگر بلد بودم زودتر از اينها شراب مي نوشيدم {نيازي نيست شما بگوئيد شراب ننوش}
 
بیت 4 : زاهد ار راه به رندي نبرد معذورست عشق کاريست که موقوف هدايت باشد
کلمات: زاهد : پرهيزکار – اَر : اگر - رندي : يک رنگي – مغدور : بخشيده – عشق : تلاش بي امان و بي وقفه براي رسيدن به خدا- موقوف: مشروط- هدايت: راهنمائي
برگردان: زاهد گناهي ندارد که نمي تواند عاشق مخلص خدا باشد چون راه خدا به او نشان داده نشده است
 
بیت 5 : بنده پير مغانم که ز جهلم برهاند پيرِ ما هرچه کند عَينِ ولايت باشد
کلمات: بنده : غلام – پير مغان : پيامبر اسلام – جهل : ناداني – پيرِ ما : همان پير مغان – عَينِ : برابر – وَلايت : سر پرستي و رهبري – عين ولايت: سرپرستي واقعي
برگردان: بنده رسول خدا هستم که با ابلاغ قرآن کريم از ناداني نجاتم داد و هر چه او کرده و گفته براي رستگار فرموده است {تلويحاً من آنها را فهميدم ولي زاهد نفهميده}
 
بیت 6 : زاهد و عجب ونماز و من و مستي و نياز تا تو را خود ز ميان با که عنايت باشد
کلمات: زاهد: پرهيزکار – عجب: خويشتن داري و چشم نهادن {تکبر و تفرعن}– مستي و نياز: عاشقانه به درگاه خدا ايستادن – تو: زاهد– عنايت : تمايل-ز ميان: بين عجب و نماز و مستي و نياز - زاهد: زهد
برگردان: پرهيزکار تو نماز بخوان و خويشتن داري کن و من شراب مي خورم و سر به آستان خدا مي سايم تا ببينم او کدام را تأييد ميکند
 
بیت 7 : دوش ازين فکر نخفتم که حکيمي ميگفت حافظ ار مست بود جاي شکايت باشد
کلمات: دوش: ديشب – ازين : از اين – فکر : خيال – نخفتم : نخوابيدم – حکيم : دانشمند – اَر : اگر – مست : شرابخوار – بود: باشد- جاي شکايت: سزاوار شکايت
برگردان: ديشب شنيدم حکيمي گفت اگر حافظ مست باشد بايد ازاو شکايت کرد ومن ناراحت شدم که حکيمي چنين سخن مي گفت زيرا اگر من مست نباشم بايد شکايت کند
 

در حضور اندیشه

غزل زمانی سروده شده که به حافظ فشار آورده می شود از شراب نوشی خوداری نماید البته چنین فشاری فقط به حافظ نبوده بلکه به خود شجاع هم اطرافیان  فشار می آورده اند شراب ننوشد یا در ملاء عام ننوشد و حفظ ظاهر شریعت را بنماید تا مجدداً گرفتار در به دری که سال 765 ق 742 ش 1363 م به علت حمله سلطان محمود و یاران جلایری او بویژه پس از ازدواج او با خواهر سلطان ا ویس ایلکانی بر سرش آمد دوباره نیاید. 
حافظ در برابر چنان فشاری مقاومت می کند و غزل فوق را در پاسخ حکیم و زاهد و به اصطلاح خودش بی بصران می سراید و از شراب نوشی اش دفاع می کند. 

برگردان روان

من شب های بسیار شراب نوشیده و به نوای چنگ و دف گوش داده ام اما حالا به من می گویند به ناگهان شراب ننوشم ، من بدان اندازه فهم و شعور دارم که بدانم شراب بنوشم یا ننوشم یا چقدر بنوشم. مضافاً اگر از جوانی هم ننوشیده ام بدان خاطر بوده که راه میخانه را بلد نبودم اگر بلد بودم پیش از اینها می نوشیدم ، نوشیدن شراب به اندازه خلاف شریعت ، خلاف ولایت و خلاف قرآن نیست و رسول اکرم فرموده شراب مضرات بسیار دارد اما فوائدی هم دارد ، من از فوائد آن بهره مند می شوم و بسیار تعجب می کنم دیشب حکیم که عالِم به علوم است گفته چرا حافظ شراب نوشیده و مست شده است من شراب می نوشم یکرنگی می کنم زاهد هم نماز بخواند ، شراب ننوشد و خود را از همه برتر بپندارد خداوند خودش قضاوت خواهد کرد. 

تعمق

تخلصی که محمد شمس الدین شیرازی برای خود برگزیده {حافظ} است و به شدت بدان پای بند است که تمام غزلیات را با این تخلص امضاء کرده بازهم به گفته خود او حافظ قرآن در چهارده روایت و مفسر قرآن کریم طبعاً به دقایق آن توجه داشته از جمله شراب نوشیدن یا ننوشیدن و اگر اجازه دارد شراب بنوشد چقدر باید بنوشد. لذا وقتی به او می گویند شراب را انکار کن و ننوش چنین پاسخ محکمی می دهد که زاهد و حکیم هدایت نشده اند و نمی دانند می شود شراب نوشید یا شراب ننوشید ولی بدانند من مرید پیرمغانم و هرچه او گفته بدان گوش می دهم زاهد و حکیم هم اگر می خواهند ننوشند ، ننوشند من می نوشم و قضاوت را به خدا واگذار می کند. 

شناسه غزل

احتمالاً غزل اواسط سال 769 ق 746 ش 1367 م که متشرعین افراطی شجاع و حافظ را برای ترک شراب نوشی تحت فشار قرار داده و او در برابر فشار آنها مقاومت می کند سروده شده. 

طبقه‌بندی غزل

حافظ شراب را انکار نمی کند و چون انکار نمی کند حکیم از او شکایت می کند ، 769 هجری قمری- زاهد: حافظ از نوشیدن شراب توبه کن- حافظ: خودم می دانم چه کنم
14/07/1394 ش / 22/12/1436 ق / 06/10/2015 م سه چهارم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری