1395/07/06تاریخ:
غزل 516 سودی

سُخَن̊ دَر̊ پَردِه می گُویَم̊ زِخُود̊ چُون̊ غُنچِه بیرون̊ آی کِه بیش̊ اَز پَنج̊ رُوزی نیست̊ حُکمِ میرِ نُورُوزی

بعجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

1 ز کوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي ازين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي
2 چو گل گر خردة داري خدا را صرف عشرت کن که قارونرا غلطها داد سوداي زر اندوزي
3 ميي دارم چو جان صافي و صوفي ميکندعيبش خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بدروزي
4 طريق کام جستن چيست ترک کام خود کردن کلاه سروري آنست کز اين ترک بردوزي
5 ندانم نوحة قمري بطرف جويبار از چيست مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي
6 جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين اي شمع که حکم آسمانست اين اگر سازي و گر سوزي
7 سخن در پرده مي گويم زخود چون غنچه بيرون آي که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي
8 بعجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم بيا ساقي که جاهل را مهين تر ميرسد روزي
9 برو مي نوش و رندي ورز وترک زرق کن اي دل کزين بهتر عجب دارم طريقي گر بياموزي
10 ببستان رو که از بلبل رموز عشق گيري ياد بمجلس آ که از حافظ غزل گفتن بياموزي

بستر تاریخی

سودی علیه الرحمه علی رغم اینکه با بستر تاریخی غزلیات حافظ بیگانه  بوده بهای اندک و توجه ناچیزی بدان نموده ولی با ضبط دقیق آنها باعث شده که اگر ما علاقمند برفتن باشیم بتوانیم مانند راهی در شب که روشنائی مناسبی دارد طی طریق کنیم و گمراه نشویم چنانچه اظهار نظر دیگر شارحان را مطالعه کنیم متوجه خواهیم شد که ضبظ نادرست ما را به کجا خواهد برد.
 [یاری] که حافظ می گوید از کوی  او نسیم باد نوروزی می آید همان شیرین پسر عنوان شده در مصرع اول بیت 6  است که حافظ از او دعوت می کند بمجلس بیاید تا از حافظ غزل گفتن بیاموزد و چراغ دل افروز کسی نیست جز جلال الدین شاه شجاع شکست خورده و بکرمان گریخته که مدتیست [میر نوروزی] که سلطان قطب الدین محمود باشد را شیخ علی ایناغ تبریزی برای گریانیدن مردم فارس به شیراز آورده است.

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : ز کوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي ازين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي
کلمات: ز: از- کوي: کرمان- يار: شجاع- نسيم: باد ملايم و معطر- نوروزي: (روز نو) يا نوروز که ممکن است نوروز باستاني و يا روز آمدن شجاع به شيراز باشد]- ار: اگر- مدد: کمک
برگردان: خبر رسيده شجاع در حال آمدن به شيراز است اگر او را کمک کني روز نو آغاز و چشم دل روشن خواهدشد.
 
بیت 2 : چو گل گر خردة داري خدا را صرف عشرت کن که قارونرا غلطها داد سوداي زر اندوزي
کلمات: چو: مانند- خردة گل: پرچمهاي زرد مرکز گل که آنرا به طلا تشبيه ميکنند- خدارا: بخاطر خدا- صرف: هزينه- عشرت: آسايش- قارون: بزرگترين ثروتمند عهد موسي (ع) - غلطها داد: بسيار مغرور کرد- سوداي: عشق-زر اندوزي: گردآوري ثروت بسيار
برگردان: شجاع به شيراز آمدن وجنگيدن با سلطان محمود و اربابان جلايري او هزينه بسيار دارد مبادا مانند قارون در هزينه کردن اشتباه کني براي پيروزي هرآنچه داري هزينه کن.
 
بیت 3 : ميي دارم چو جان صافي و صوفي ميکندعيبش خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بدروزي
کلمات: ميي: شرابي- چو: مانند- صافي: پالوده- صوفي: پشمينه پوش (آمرِ به معروف)- عيبش: سرزنش- عاقل: انديشمند- بخت: سرنوشت- روزي: سهميه
برگردان: صوفيانِ اطراف[مير نوروزي] بطور جنون آميزي مخالف شرابخواريند علي رغم اينکه روزي من مي صافي چو جان شيرينت ولي از بخت بد نمي توانم آنرا بنوشم.
 
بیت 4 : طريق کام جستن چيست ترک کام خود کردن کلاه سروري آنست کز اين ترک بردوزي
کلمات: طريق: خط مشي- کام جستن: بخوشبختي رسيدن- چيست: کدام است- ترک: پرهيز- ترک کام: دست شستن از هواي نفس- سروري: سر بلندي- کز: که از- بر دوزي: بدوزيش- اين ترک بردوزي: از ترک و کنار گذاشتن خود کامگي
برگردان: شجاع آيا ميداني انسان چگونه خوشبخت و کامياب ميشود؟ رها کردن خودخواهي. اگر توانستي اين کار را بکني تاج پادشاهي از آن تو خواهد بود.
 
بیت 5 : ندانم نوحة قمري بطرف جويبار از چيست مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي
کلمات: ندانم: نمي دانم- نوحه: شيون و زاري- قمري: پرنده اي از گونه کبوترها- بطرف: از طرف- مگر: آيا- غمي شبانروزي: اندوهي پايان ناپذير
برگردان: پس از شکست و فرار شجاع اندوهي پايان ناپذير بر من مستولي گشت که شب و روز زاري ميکنم از طرف جويبار ميشنوم قمري هم شب و روز ناله ميکند آيا يار او را هم ترک نموده.
 
بیت 6 : جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين اي شمع که حکم آسمانست اين اگر سازي و گر سوزي
کلمات: جدا شد: از شيراز گريخت- يار شيرينت: شجاع دوست داشتني ات- کنون: حالا- شمع: حافظ- حکم آسمانست: ارادة خداوند است- اين: جدايي از يار شيرين
برگردان: حافظ شکست وفرار شجاع اراده خداوند و از تو کاري ساخته نبود بايد بسوزي و آنرا تحمل کني
 
بیت 7 : سخن در پرده مي گويم زخود چون غنچه بيرون آي که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي
کلمات: در پرده: محرمانه- ز خود: از خود- چون: مانند- بيش از: بيشتر –حکم: فرمانروايي- مير نوروزي: سلطان محمود
برگردان: شجاع شرايط بگونه اي نيست که همه چيز را آشکارا بگويم ولي بدان سلطان مانند مير نوروزي 5 روز بيشتر حکومت نخواهد کرد تو آماده باش به شيراز بازگردي. توضيح در مورد مير نوروزي: در تمام طول تاريخ و در همه دنيا عامة مردم علي رغم نيازي که به حکومت و حکام دارند ولي از وجود آنها خوشنود نيستند و اين ناخشنودي را چه در گذشته و چه در زمان حاضر به راههاي مختلف ابراز مي داشته اند که يکي از اين روشها برگزيدن فردي بعنوان حاکم بمدت 5 روز در ايام نوروز از نهم تا آخر روز سيزده فرودين بوده که آقاي دکتر جلاليان اينگونه شرح داده اند [گفتن آن ضرورت دارد اين است که رسم نوروز سلطاني که روز نهم فروردين به مدت پنج روز يعني تا پايان روز سيزدهم جريان داشته و در اين مدت يک مرد سرشناس و شوخ طبع در هر شهر و ديار توسط مردم بر تخت سلطنت مي نشسته و به صورت نمايشي به امر و نهي مشغول و اداي سلاطين وحاکمين را در مي آورده است يک رسم عبرت آموز بوده که مردم از حاکم و سلطان تنقيد کرده و به طور غير مستقيم سلاطين و حکام را به اشتباهات و زياده رويهاي خود توجه مي داده اند به همين خاطر روز نهم فروردين به نام روز نوروز سلطاني مشهور بوده و در ايام خردسالي اين نويسنده، مردم يزد اين روزها را به باغ و صحرا رفته و به چوگان بازي مشغول مي شدند.]
 
بیت 8 : بعجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم بيا ساقي که جاهل را مهين تر ميرسد روزي
کلمات: بعجب: بزور- عُجب?: خودبيني- بعجب علم: در پناه تعصب مذهبي- نتوان شد: نميتوان شد- اسباب: امکانات- طرب: شادماني- جاهل: نادان- مهين: بزرگ
برگردان: شجاع هرچند سلطان محمود نادان توانست شيراز را فتح کند ولي او در پناه تعصب مذهبي نخواهد توانست شادي را از مردم بگيرد.
 
بیت 9 : برو مي نوش و رندي ورز وترک زرق کن اي دل کزين بهتر عجب دارم طريقي گر بياموزي
کلمات: برو: نترس- رندي:راستگويي- ورز: پيشه کن- زرق: دروغ- کزين: که از اين- عجب: شکفت- طريقي: راهي-گر: اگر
برگردان: يگانه راه رستگاري نوشيدن مي و راستگويي است بسيار تعجب خواهم کرد اگر غير از اين راه، راه ديگري بروي.
 
بیت 10 : ببستان رو که از بلبل رموز عشق گيري ياد بمجلس آ که از حافظ غزل گفتن بياموزي
کلمات: ببستان: باغ- رو: برو-رموز: راه روش- عشق: خواستن تا پاي جان- بمجلس: جلسه شعر خواني
برگردان: براي فرا گرفتن عشق به ببستان رو و ببين علي رغم خار و بي اعتنائي سخن در پرده ميگويم.
 

در حضور اندیشه

شاه شجاع 32 ساله روز 16/11/765ق/01/06/743ش/22/08/1364م برادر 27 ساله اش سلطان قطب الدین محمود و متحدانش سلطان احمد و شا یحیی و شیخ علی ایناق سرکردة نیروهای اعزامی از تبریز بفرمان سلطان اویس ایلکانی شکست خورد و بطرز مفتضحانه ای از شیراز گریخت و با حال نزار خود را به ابرقو رسانید به اتفاق خواجه جلال الدین تورانشاه در اسفند ماه همانسال بسوی کرمان رفت و پس از رفع موانع در آنجا مستقر در عین یأس و نا امیدی شروع به گردآوری نیرو نمود. حافظ هم در شیراز ماند توسط رابط مطمئنی با او در تماس بود خاطرات این ارتباط را در قالب غزلیات  بگفته خودش (سخن در پرده می گویم) می سرود و اطلاعات ضروری را مبادله می نمودند علاوه بر آن حافظ  با  افراد علاقمند به شجاع محافل انس و حلقة اوراد منعقد و زمینه را برای بازگشت شجاع به شیرازی که ظاهراً بدست سلطان محمود که به اصطلاح دیندار محکمی بود افتاده ولی عملاً سپاهیان جلایری با شهر و اهالی آن مانند شهر اشغال شده رفتار می نمودند بد انسان که قمری هم در سوی جویبار نوحه خوانی و حافظ هم غمی داشت شبانروزی زیرا شمعی بود که از شجاع، پسر  شیرینش جدا و میر نوروزی که سلطان محمود باشد همانند امیر مبارز جمعی زاهد جاهل را بگرد خود جمع  و بساط زرق برپا و تحت عنوان شریعت خنده را هم حرام نموده بودند کار بجائی رسیده که مردم عصیان کرده خواهان بازگشت شجاع به شیراز شدند.

برگردان روان

نه تنها من شب و روز از حکومت میر نوروزی مینالم  بلکه قمری هم که بر شاخه درخت کنار جوب نشسته شب و روز می نالد زیرا آسمان غضب کرد و یار شیرین من شجاع را از شیراز دور سلطان محمود ، اربابان جلایری و زاهدان خودبین را بر شیراز حاکم نموده علی رغم داشتن شرابی چون جان شیرین از بخت بد جرأت نوشیدن آنرا ندارم با این حال  چنین بنظر می رسد که شجاع تصمیم دارد از کرمان بسوی شیراز بیاید که اگر به شیراز برسد روزی نو آغاز خواهد شد و برای اینکار او را باید کمک کرد و او هم نباید تنگ نظری و غلطی همچون قارون بکند که برای ابد نابود خواهد شد لذا هر آنچه دارد را باید هزینه کند تا بتواند به حکومت شیراز برسد هم چنین باید از خودخواهی و خیره سری دست بشوید افتادگی و خویشتن داری پیشه نماید تا بکام برسد. شجاع بسیار محرمانه بتو بگویم مردم از حکومت سلطان  محمود بیزارند و حکومت او مانند حکومت میر نوروزی چند صباحی بیشتر طول نمی کشد و مردم خواهان تو و پادشاهی چون گل هستند پس هر آنچه داری هزینه کن به شیراز بیا تا از حافظ غزل گفتن بیاموزی و از بلبل (حافظ) رمز عشق یاد بگیری هرچند  فعلاً  جاهلانی در شیراز حکومت میکنند و مردم را به بهانه شریعت از سرخوشی و شادمانی محروم نموده اند ولی تو باید بیایی و آنها را بدور بریزی و با صمیمیت و یکرنگی حکومت نمایی که اگر راهی غیر از این برگزینی بسیار تعجب خواهم کرد.

تعمق

چنین بنظر می رسد از گونة غزلیات طوفان زده ، در هم شکسته و تعمیر شده حافظ باشد زیرا نه تنها ابیات جابجا شده و توالی رسائی ندارند در آخر غزل دیگر شارحان دو بیت بکلی ناجور هم بشرح زیر بدان متصل نموده اند:

  نه حافظ میکند تنها دعای خواجه تورانشاه ز مدح آصفی خواهد جهان عـیدی و نورزی  
  جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی  
بیت1 مردم شجاع به شیراز می آید او را کمک کنید- بیت2 شجاع برای پیروی هر چه داری هزینه کن= بیت3 صوفیان سلطان محمود نمی گذارند شراب نوشید- بیت5 شجاع به شیراز بازگشتی خیره سری و خودخواهی را کنار بگذار- بیت6 همه در شیراز نوحه خوانی میکنند حتی قُمر̊ی روی درخت- بیت7 خدا خواست شجاع شکست بخورد- بیت8 شجاع مردم از سلطان محمود میر نوروزی بیزارند تو همچو گلی از  کرمان بیرون آی- بیت9 سلطان محمود زاهدان نادان اطراف او بزرو شریعت شادمانی را از مردم گرفته اند- بیت10 شجاع به شیراز بازگشتی شراب بنوش و یک رنگ باش – بیت11  و به شیراز بازگشتی مرا که عاشق تو هستم بحضور بخوان تا برایت غزل بسرایم.که در حد اعلای ممکن خواننده را به بی راهه برده که خوشبختانه این دو بیت در شرح سودی علیه الرحمه بر حافظ وجود ندارد و بهمین جهت تا اندازه ای می توان به نتیجه معقول رسید و شناسه ای و تاریخ تولدی برای آن تعین کرد. خلاصه غزل 516 شرح سودی:

شناسه غزل

همانطور که در تعمق گفته شده غزل بنحو محسوس و غیر قابل توجهی طوفان زده، در هم شکسته و تعمیر شده است (حتی در شرح سودی)  که به احتمال قوی اوائل سال 767ق/744ش/1365 م  که حکومت میر نوروزی (سلطان محمود) ماهیت و توانائی خود را به نمایش  گذاشته مردم  را ناراضی  نموده  و تا توانسته (سخن در پرده گفته) و برای شجاع به کرمان فرستاده  و از او خواسته (چو غنچه از پرده برون آید) زیرا که  حکومت میر نوروزی رو به پایان است.

طبقه‌بندی غزل

نام غزل: میر نوروزی/ فصل حافظ- شجاع/ فصل حافظ- محمود/ بخش غزلیات شجاع در کرمان
06/06/1395 ش / 25/12/1437 ق / 27/09/2016 سه پنجم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری