1395/05/27تاریخ:
غزل 525 سودی

سَلا̊مُ ا̊لَلهَ ما کِر اَللَیا̊لی وَ جاوِ̊بت̊ المَثانی و اَ̊لمِثا̊لی

برآن نقاش قدرت آفرین باد

1 سلام الله ما کر الليالي و جاوبت المثاني و الـمثالي
2 علي وادي الاراک و من عليها و دار با للوي فوق الــرمالي
3 دعا گوي غريبان جـهانم وادعو بالتواتر و التـوالي
4 بهر منزل که روي آرد خدايا نگه دارش بحفظ لايزالي
5 منال ايدل که در زنجير زلفش همه جمعيت است آشفته حالي
6 اموت صبابة ياليت شعري متي نطق البشير عن الوصالي
7 فحبک راحتي في کل حين و ذِکرک مونسي في کل حالي
8 سويداي دل من تا قيامت مباد از سوز و سوداي تو خالي
9 کجا يابم وصال چون تو شاهي من بد نام رند لا ابـسالي
10 ز خطت صد جمال ديگر افزود که عمرت باد صد سال جلالي
11 برآن نقاش قدرت آفرين باد که گرد مه کشيد از خط هلالي
12 تو مي بايد که باشي و رنه سهلست زيان ماية جاهي و مـالي
13 خدا داند که حافظ را غزض چيست و علم الله حسبي من سئوالي

بستر تاریخی

مرحوم آقای دکتر جلالیان به نقل از شادروان دکتر غنی بدرستی اظهار نموده اند غزل پس از شکست روز 14/11/765ق/30/05/743ش /20/08/1364م شاه شجاع از سلطان محمود و امیر علی ایناغ فرمانده نیروهای سلطان اویس ایلکانی که برای [سرپرستی سلطان محمود] آمده  و موجب پیروزی  او شدند  سروده شده است 

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : سلام الله ما کر الليالي و جاوبت المثاني و الـمثالي
کلمات: سلام الله: سلام بر خدا- ما: تا زمانيکه- کَر: مي چرخد- ليالي: شبها- جاوَبتَ: پاسخ داد- مثاني: دو تار (عود)- مثالي: سه تار(عود)
برگردان: شجاع تا زمانيکه فلک در گردش است و شبها پي در پي مي آيند و سازها نواخته ميشوند خدا نگهدار تو باد.
 
بیت 2 : علي وادي الاراک و من عليها و دار با للوي فوق الــرمالي
کلمات: عَلي: بر- وادي: دره- اَلَاراک: نام محلي که در آن درختي رشدميکند بنام درخت مسواک- من: کسيکه- عليها: درآن- دار: خانه- باللوي: به لَوي: نام مکانيست- لَوي: کناره تپه ماسه اي- اَلرِمال: ماسه اي- رمل: ماسه
برگردان: شجاع تو در کوه ها و دره ها سرگرداني خداوند هر کجا را که تو هستي آباد نگهدارد.
 
بیت 3 : دعا گوي غريبان جـهانم وادعو بالتواتر و التـوالي
کلمات: غريبان: يکي ازآنها شجاع گريخته به ابرقوست- اَد?عوا: دعا ميکنم- بالتواتر: پي در پي- التوالي: بي وقفه
برگردان: شجاع از شيراز گريخته به غربت رفته اي ولي پي درپي و بي وقفه ترا دعا ميکنم.
 
بیت 4 : بهر منزل که روي آرد خدايا نگه دارش بحفظ لايزالي
کلمات: منزل: خانه- بهر منزل: به هرمکان- بحفظ لايزالي: در پناه خودت نگه دارش
برگردان: خداونداميدانم شجاع جاي ثابتي ندارد و هر روز در جايي منزل ميکند به هرکجا که مي رود او را در پناه خودت محافظت بفرما.
 
بیت 5 : منال ايدل که در زنجير زلفش همه جمعيت است آشفته حالي
کلمات: منال: ناله نکن- زنجير زلف: عاشق زلف- همه: تمامي- همه جمعيت: تمامي اهالي شيراز- آشفته: پريشان- آشفته حالي: بي قراري
برگردان: حافظ از شکست و فرار شجاع ناله مکن زيرا همه اهالي شيراز از اين واقعه آشفته حالند.
 
بیت 6 : اموت صبابة ياليت شعري متي نطق البشير عن الوصالي
کلمات: اموت: مي ميرم- صبابة: اشتياق شديد- ياليت: اي کاش – شعري: مي دانستم – متي: منتظر- نطق: سخن- البشير: خبر آورنده- عن: از- الوصالي: ديدار
برگردان: از شدت عشق تو مي ميرم اي کاش مي دانستم مي آيد و خبر ديدار تو را مي آورد.
 
بیت 7 : فحبک راحتي في کل حين و ذِکرک مونسي في کل حالي
کلمات: فَ: پس- حبک: دوستي- راحتي: آسايش- في: در- کل: تمام- حين: لحظه- ذکرک: ياد تو- مونس: همدم- في کل حال: در همه حالات
برگردان: محبت به تو در همه حال راحت جانم و ياد تو همواره مايه آرامش منست.
 
بیت 8 : سويداي دل من تا قيامت مباد از سوز و سوداي تو خالي
کلمات: سويدا: هستة مرکزي قلب [امروز مي گويند گرة آشوف تا وا را (موتور برق قلب)] سوداي، عشق
برگردان: شجاع خدا نکند اعماق قلب من قيامت از عشق تو خالي شود.
 
بیت 9 : کجا يابم وصال چون تو شاهي من بد نام رند لا ابـسالي
کلمات: وصال:هم نشين – همچو:همانند- تو: شجاع- رند: يک رنگ-به نام : شرابخوار- لاابالي: بي باک
برگردان: شجاع ! تو از شيراز رفتي، محمود آمد و من بدنام و لاابالي در شيراز مانده ام چگونه مي توانم پادشاهي چون تو براي هم نشيني بيايم.
 
بیت 10 : ز خطت صد جمال ديگر افزود که عمرت باد صد سال جلالي
کلمات: خطت: ريشت- صد: بسيار- جمال: زيبايي- ديگر: بيشتر – عمرت: زندگانيت- سال جلالي: سالي (که روزهايش 5/365 روز است برخلاف قمري که 360 روزست)
برگردان: شجاع تو بسيار زيبايي که ريشت ترا صد برابر زيباتر مي کند اميدوارم صد سال جلالي زنده بماني.
 
بیت 11 : برآن نقاش قدرت آفرين باد که گرد مه کشيد از خط هلالي
کلمات: برآن: به آن- نقاش قدرت: خداي خالق- گرد: پيرامون- مه: ماه (صورت شجاع)- هلالي : هلالي: مانند هلال ماه
برگردان: خداوند قادر متعال را بايد ستايش گفت که بگرد صورت چون ماه تو خطي هلالي کشيد.(ريشي چون هلال ماه رويانيد)
 
بیت 12 : تو مي بايد که باشي و رنه سهلست زيان ماية جاهي و مـالي
کلمات: تو: شجاع- مي بايد: حتماً بايد- که باشي: زنده باشي- ورنه: وگرنه – سهلست: اهميت ندارد- زيان: ضرر- زيان مايه: از دست دادن سلطنت- جاه : مقام- مال: ثروت
برگردان: شجاع! بمن خبر رسيد که در حين فرار هرآنچه همراه داشتي در بيابان رها کردي و خود بسلامت به ابر قو رسيدي، اصل سلامت تست از دست دادن سلطنت و بر باد دادن اموال هيچ اهميت ندارد.
 
بیت 13 : خدا داند که حافظ را غزض چيست و علم الله حسبي من سئوالي
کلمات: غرض: منظور- علم الله: دانش خدا- حسبي: مرا کفايت ميکند- مِن: از- سوالي: خواسته و آرزوي من
برگردان: شجاع توسال 761ق/738ش/1359م مرا از خود راندي تا توانستي بمن بي اعتنايي کردي حتي بمن گفتي از شيراز برو غزل 37 [ ز دست جور تو گفتم زشهر خواهم رفت به خنده گفت که حافظ بروکه پاي تو بست] از شيراز برو پاي ترا که نبسته ام ولي من از شيراز نرفتم و با بي اعتنايي تو سر کردم و حالا هم که شکست خوردي و گريختي [فقط] خدا مي داند که عاشق تو هستم.
 

در حضور اندیشه

[ شاه شجاع قبل از انحراف به راه قصر زرد، در گریوه یی که از آن عبور کرد امر داد چند خروار خسک آهنین که دربار داشتند در آن راه بریزند که اگر دشمن به عقب او بیاید، از راه بازماند و این تدبیر بسیار مفید واقع شد، چه دشمنان او از قبیل برادرش سلطان احمد و برادرزاده اش شاه یحیی و شیخ علی ایناغ و امیر مبارکشاه و غیاث الدین شول و سلغر شاه ترکمان به دنبال او رفتند. چون شب به گریوه که معهود نبود پیش گرفته، خود را به ابرقو رسانید و دشمنان او ناکام برگشتند.]
سلطان محمود به اتفاق سپاهیان سلطان اویس ایلکانی به فرماندهی شیخ علی ایناغ اوائل سال 765ق/742ش/1363م  بقصد تصرف شیراز از اصفهان خارج شجاع هم برای مقابله با او همراه سپاهیانی که متفق و همدل نبودند از شیراز بیرون شد ولی در جنگ میدانی شکست خورد به شیراز بازگشت محمود او را  تعقیب و شیراز را بمدت 11 ماه  محاصره نمود سرانجام 14/11/765ق/30/05/743ش/20/08/1364م طی مذاکرات منفعلانه ای با سلطان محمود موافقت  کرد از شیراز خارج شود و خارج شد شرح  مبسوط چگونگی خروج او در تواریخ ضبط است مختصری از آن از کتاب تاریخ عصر حافظ صفحه 244بشرح زیر منعکس می شود:
چنین که از شرح فوق بر می آید شاه شجاع توانست خود با  سیصد تن از خواص سالم به ابرقو برسد.طبعاً برای سبک شدن و سرعت در فرار باروبنه خود را در مسیر صعب العبور رها نمود و تقریباً تهی دست به ابر قو رسید طبعاً برخی سپاهیان او که مسئول بارو بنه بودند بر جای مانده که یا کشته و یا تسلیم تعقیب کنندگان شدند و به شیراز بازگشتند بدیهی است آن افراد ماجرای رهایی باروبنه و بسلامت رفتن شاه شجاع را برای اهالی بازگو نمودند و حافظ هم بنحو محسوسی آنرا در این غزل منعکس کرده است.

برگردان روان

شجاع از بلایی که بر تو نازل شد نه تنها من نالانم بلکه تمامی اهالی شیراز آَشفته و پریشان حالند  و چشم براه کسی هستند که از راه برسد و خبری از تو بیاورد ولی نه یکبار بلکه پی در پی و بلا انقطاع دعا و و از خداوند میخواهم به هر منزل می رسی نگهدار تو باشد  هرچند می دانم که به کوه های پر برف ابرقو رفته ای (وادی الارک) از خدا میخواهم تا زمانیکه شبها پی در پی فرا می رسد (تو در غربت عذاب می کشی) خداوند نگهدار
تو و شادمانی در مجلس تو بر قرار باد زیرا هرگز حافظ رند الاابالی نخواهد توانست پادشاهی چون تو پیدا کند بهمین خاطر محبت تو راحت جان من و یاد تو در همه احوال مونس منست زیرا تا قیامت در عمق قلب من جای داری و از خدا میخواهم گرمای عشق توهرگز ازدل من بیرون نرود و خدا را سپاس می گویم که ماهی چون تو آفرید و پیرامون چهرة زیبایت ریش زیباتری  رویانید امیدوارم روز بروز زیباتر شوی و صد سال جلالی عمر کنی هرچند بشیر خبر داد تو هرآنچه داشتی را در حین فرار در بیابانها رها کردی و با دست خالی به (درة مسواک) کوهای پر از برف ابرقو بسلامت رسیدی  بدان ثروت هیچ اهمیتی ندارد. بیت 13 مضمونی بدین شرح در بردارد [شجاع خدا می داند که چرا در این روزها که قاعدة باید به دربار سلطان  محمود بروم  و او را مدح کنم ولی نمی روم زیرا در بیت 8 گفتم تو در عمق قلب منی (سویدای دل من  تا قیامت مباد از سوز و سودای تو خالی) 

تعمق

برخلاف آنکه تعداد ابیات غزل بسیار و چهار بیت  آن بزبان عربی سروده شده ولی بسیار ساده است اما برخی ابیات آن قابل درنگ و تعمق است :
بیت2 [علی وادی الاراک و من علیها و دار باللوی فوق الرمالی]
 سودی علیه الرحمه در شرح این غزل  توضیح داده: 
وادی الاراک – اضافه لامیه. وادی دره است و اَراک ، درخت مسواک را گویند پس وادی الاراک یعنی درة درخت مسواک.وادی الاراک نام درة مشهوری است [این کلام خواجه دال براینست که شاید جانانش مسافرتی کرده است از طریق حج  و یا از یک راه دیگر] سلام خدا باشد به وادی اراک و بآن که در ما بعدش است یعنی بآن کسیکه در وادی اراک است همچنین سلام بآن خانه ایکه بالاتر از رمال در لوا واقع است]
و آقای دکتر جلالیان مرقوم فرموده اند:
اَلا̊راک : نام محلی در نزدیکی مکه که در آنجا درخت خاردار و بلند و پر برگی به نام درخت مسواک (پیلو) می روید که اعراب از چوب های آن به جای مسواک استفاده کرده و توسط ساقه های آن که از مجموعه رشته های چوبی قابل انعطاف و محکمی تشکیل شده برای خلال دندان و مالش بر آن استفاده می کنند و این سنت از زمان حضرت رسول اکرم (ص) و به دستور او در اعراب رایج کشت.
دار: خانه.
بِاللوی: ( ب لَوی ) به لَوا، اسم مکان و لُوی به کرانه تپه های شنی اطراف شهر اطلاق می شود.
این بیت با این محتوا چه ارتباطی می تواند با شکست و فرار شاه شجاع داشته باشد بخصوص اگر در نظر آوریم شمس الدین حافظ چینی بینی که زیرو زبر آن هم معنی دارند.
تعمقی بر تعمق
گمان این بی ادبیاتی اینست که شکست و فرار شاه شجاع اوخر بهمن سال04/766ق /11/743ش/01/1365م  باقی نمانده بوده ولی همان چند قبضه خنجر و شمشیر و شاخه های بدون برگ کوههای ابرقو را به شاخه های خاردار درخت مسواک تشبیه نموده و بیابان برف گرفته را به دندان سفید که غریبان جهان به آنجا رسیده اند و حافظ به توالی و تراتر مشغول  دعا برای  آنهاست و  به اطلاع شجاع که (لیالی) عمر خود را می گذارد  می رساند  از شکست و فرار تو نه تنها من می نالم بلکه همة جمعیت شیراز  آشفته حالند [و بالاه تو می باید که باشی ورنه سهل است زیان مایه جاهی و مالی] که خلاصة آن اینست همین که خودت سلامت هستی کافیست و می توانی ضرر مالی و مقامی را جبران کنی و در پایان بدان که تا قیام قیامت در قلب منی.
و اما تعمق بر ابیات
شجاع از سلطان محمود شکست خورده بنحوی خفت باری از شیراز گریخته و برای نجات خود و سیصد نفر از محارمش هرآنچه را داشته در بیابان رها کرده تا خودش را از مهلکه قطعی نجات دهد اولاً در این فرار بیاد به بنوغ نظامی شجاع ایمان آورد که مسیر فرار را بگونه ای در نظر گرفت که برای تعقیب کنندگان قابل پیش بینی نبوده ثانیاً وقتی احساس کرد این تغییر مسیر برای فرار کافی نیست هرآنچه از باروبنه و نیروهای نظامی دست و پاگیر را رها کرد و خود را نجات داد که این موضوع در بیت 12 غزل کاملاً واضح است [تو می باید که باشی ورنه سهلست زیان مایه جاهی و مالی] این نظریه امروز هم جاریست در تضادفات اتومبیل پیش از هر چیزی می پرسند کسی مرده، زخمی شده وقتی می شنوند نه گفته میشود خدا را شکر (ضرربمالت بخوره به جانت نخوره) وحافظ ما این موضوع را در زیباترین شکلی در --- سال قبل برای ما نوشته است و بالاخره بیت 13 [خداوندا که حافظ را غرض چیست و علم الله حسبی من سؤالی] حافظ غرض خود را در بیت 8 آشکار را بیان کرده [سویدای دل من تا قیامت مباد از سوز و سودای تو خالی] که این را حافظ می داند و خدا ولی ثابت کرد که این وا نمی دانند که او [در مرکز قلب حافظ جای داشته است]


شناسه غزل

غزل احتمالاً اوائل ماه 05/766ق/12/743ش/02/1365م که شجاع شکست خورده از سلطان محمود و امیر علی ایناغ به درة مسواک و کوههای آنجا یعنی ابرقو رسیده شده است و حافظ از [سویدای] قلبش  نسبت به شجاع شکست خورده اعلام محبت و وفاداری و دعاخوانی می کند  و به او می گوید خدا داند که حافظ را غرض چیست؟
قابل توجه: سلاطین و پادشاه در گذشته ظاهراً کاتبینی برای تحریر مکاتبات داشته اند ولی بهر دلیلی مورخ یا نداشته یا نخواسته داشته باشند  تا شکستهای آنها را بنویسد فقط کسانی باشند که برایشان فتح نامه بنویسد و به اطراف و اکناف بفرستدکافی بوده. منجمله در رویداد بزرگ شکست شجاع زیرا مورخین نوشته اند وقتی شجاع به ابرقو رسید اسفند ماه بود که صلاح ندید در آنجا بماند و شتابان بسوی کرمان رفت از سوی دیگر تاریخ خروج ا را از شیراز 14/11/765ق/30/05/743ش/20/08/1364م  می نویسند با توجه به سرعت فرار شجاع اگر از شیراز به ابرقو یکماه وقت لازمه  بوده باشد تاریخ رسیدن به آنجا 14/12/765ق/29/06/743ش/19/09/1364م  خواهد بود یعنی آخر شهریور که با نوشته مورخین  هم خوانی ندارد.
در تواریخ نوشته شده سلطان محمود و امرای ارتش سلطان اویس اوائل سال 765ق/ 742ش/1363م تصمیم گرفتند از اصفهان به قصد تصرف شیراز خارج شوند و در مسیر راه شاه شجاع اندکی مقاومت نمود وشکست خورد به شیراز بازگشت و شیراز بمدت 11 ماه در محاصره  مهاجمین بود که پس از توافق ..... اش از شیراز خارج و بهمن ماه سال 765ق/742ش/1363م)

طبقه‌بندی غزل

نام غزل: وادی الاراک/ فصل حافظ- شجاع/ بخش شکست شجاع از سلطان محمود/ فصل حافظ- محمود/ اوائل سال 766 هجری قمری/ (آقای دکترغنی در قسمت پاورقی صفحه 249 کتاب تاریخ عصر حافظ نوشته اند [2- صاحب مطلع السعدین نوشته که در نیمه بهمن آن سال (04/766ق/10/743ش/01/1365م ) شاه شجاع برای استمداد از ملک حسین کرت عزم خراسان کرد و در بین راه چون امرای عرب در اطراف او گرد آمدند به طرف کرمان رهسپار شد]
27/05/1395 ش / 14/11/1437 ق / 17/08/2016 سه پنجم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری