1395/03/06تاریخ:
غزل 528 سودی

چُون مَصلَحَت̊ اَندیشی دُورسَت̊ زِ دَر̊ویشی هَم̊ سینِه پُر̊ آتَش بِه هَم دیده̊ پُر̊ آب̊ اولی

چُون̊ پیر̊ شُدی حافِظ̊ اَز̊ مِیکَدِه بیرون̊ آی̊

1 اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولي وين دفتر بي معني غرق مي نــاب اولي
2 چون عمر تبه کردم چندانکه نگه کردم در کنج خراباتي افتاده خــــراب اولي
3 چون مصلحت انديشي دورست ز درويشي هم سينه پر آتش به ، هم ديده پر آب اولي
4 من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت کين قصه اگر گويم با چنگ و رباب اولي
5 تا بي سروپا باشد اوضاع فلک زين دست در سر هوس ساقي در دست شراب اولي
6 از همچو تو دلــداري دل بر نکنم آري گرتاب کشم باري زان زلف بتـاب اولي
7 چون پير شدي حافظ از ميکده بيرون آي رندي و هوسناکي در عهد شــباب اولي

بستر تاریخی

احتمال داده میشود غزل سال 790ق/766ش/1388م زمانیکه حافظ پیر شده باید از میکده بیرون رود، رندی  و هوسناکی نکند و دلداری (با شهامتی) بنام شاه منصور زه مو (بتاب) وفق غزل 168 سودی بیت8 زمام امور فارس را بدست گرفته سروده شده باشد. (احتمال دارد)

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولي وين دفتر بي معني غرق مي نــاب اولي
کلمات: خرقه: روپوش صوفيان -رهن: گرو- اولي: شايسته- وين: و اين- دفتر: حافظ مجموعه سرودهايش را دفتر معرفي ميکند
برگردان: اين خرقه که من دارم براي تهيه شراب نزد شرابفروش بگذارم ، شراب بخرم دفتر اشعارم را که معني آنرا نمي فهمند در شراب ناب غرقه کنم.
 
بیت 2 : چون عمر تبه کردم چندانکه نگه کردم در کنج خراباتي افتاده خــــراب اولي
کلمات: چون: وقتي- عمر: زندگاني- تبه: بيهودگي و بولهوسي- چندانکه: هرقدرکه - نگه: نگاه- کنج: کوشه- خراباتي: ميخانه اي- خراب: مدهوش از نوشيدن شراب
برگردان: حالا که به گذشته ها نگاه ميکنم مي بينم عمرم تباه شده و چنين کسي که عمرش را در تباهي سپري کرده بهتر که بقيه را هم درکنج خرابات سپري کند.
 
بیت 3 : چون مصلحت انديشي دورست ز درويشي هم سينه پر آتش به ، هم ديده پر آب اولي
کلمات: چون: بدانخاطر- مصلحت انديشي: محافظه کاري (حقيقت را فداي مصلحت کردن)- دورست:سازگاري ندارد- درويشي: راه زندگي حافظ که مبتني بر رندي [راستگويي] است- سينه: دل
برگردان: از آنجائيکه مصلحت انديشي با زندگي درويشي (رندي- راستگويي- تهي دستي) هم خواني ندارد بناچار سينه بايد بسوزد ، ديده بسيار بگريد
 
بیت 4 : من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت کين قصه اگر گويم با چنگ و رباب اولي
کلمات: من: حافظ- حالت: چگونگي ظاهر و باطن- زاهد: پرهيزکار- خلق: عامه مردم- کين: که اين- قصه : داستان- کين قصه: دوگانگي ظاهر و باطن زاهد-چنگ و رباب: دو ابزار موسيقي مورد علاقه حافظ
برگردان: احتمال دارد ماه 8/790ق/05/767ش/08/1388م که شاه منصور [زره مو] و رستم صولت بتازگي زمام امور شيراز آشوب زده وبي سروپا را بدست گرفته سروده شده باشد.
 
بیت 5 : تا بي سروپا باشد اوضاع فلک زين دست در سر هوس ساقي در دست شراب اولي
کلمات: بي سروپا: گنک و مبهم- اوضاع: شرايط- فلک: چرخ- زين دست: بر اين منوال (بي سرو پا)- هوس: آرزو
برگردان: : در دنيايي که بايد خرقه را رهن شراب گذاشت، کتاب را در مي ناب غرقه ، عمر را تبه ، درايام پيري در گوشه ميخانه بيتوته نمود، يک رنگ نبود ، مصحلت انديشي هم نتوان کرد حالت زاهد هم مشمئز کننده است که بدي او را بايد در لابلاي نواي چنگ و رباب بيان کرد همان بهتر که چشم انتظار ساقي باشي تا به تو شراب بدهد خراب شوي و اينهمه زشتي ترا آزار ندهد.
 
بیت 6 : از همچو تو دلــداري دل بر نکنم آري گرتاب کشم باري زان زلف بتـاب اولي
کلمات: همچو: مانند- تو: احتمالاً شاه منصور- دلداري: جنگاوري- دل برنکنم: دل برندارم- آري: يقيناً- گر: اگر- تاب: عذاب- کشم: تحمل کنم- باري: بمقدار – زان: از آن- زلف: انديشه- زلف: موي سر- بتاب: در هم فرو رفته
برگردان: شاه منصور از دلاور مردي چون تو دل نخواهم کند و اگر قرار باشد بدشواري بيفتم بگذار ازناحيه تو باشد. زلف بتاب: طبق غزل 168 سودي بيت8 [منش با خرقه پشمين کجا اندرکمند آرم زه موئي که مژگانش ره خنجرگزاران زد] شاه منصور [گويا موي فري داشته است]
 
بیت 7 : چون پير شدي حافظ از ميکده بيرون آي رندي و هوسناکي در عهد شــباب اولي
کلمات: چون: وقتي- ميکده: شرابفروشي- بيرون آي: بيرون بيا- رندي: تردستي- هوسناکي: تشنه هوا و هوس- عهد: دوران- شباب: جواني – اولي: لازم
برگردان: برگردان: حافظ تو پيري بايداز کلنجار رفتن با زاهد و درويش مصلحت انديش يا مصلحت نينديش دست برداري اين گونه سخنان سربسته گفتن و کلنجار رفتنها مختص دوران جوانيست. معترضه: گفته اي هست: ((درکار انقلاب هميشه جوان بمانيم )) يعني اگر پير هم شديم انگيزه هائي که ما را به رندي و مصحلت نينديشي و ديده پر آب و دل آتشين کشيده است را فراموش نکنيم در عين حال مي گويند انسانهاي انقلابي در عهد پيري به محافظه کاري روي مي آورند. بنظر مي رسد حافظ هم اندکي به اين مرحله زندگي رسيده است.
 

در حضور اندیشه

آیا برآورد ما صحیح است که غزل سال 790ق/766ش/1388م که شاه منصور دلدار (جنگاور) و زره مو (زلف بتاب) حکومت فارس را بدست گرفته سروده شده است که در آنسال حافظ 73 ساله چنین روحیه شادی دارد و غزل دلکشی می سراید ثابت می کند پیرنشده و نباید از میکده بیرون برود بلکه باید همچنان در میکده بماند و حالت زاهد را با چنگ و رباب برای خلق بگوید شاید [شرم دارد، اولی نماید] به صراط مستقیم معروف بیاید.

برگردان روان

شاه منصور! هرچند حافظ پیر شده باید از صحنه سیاست بیرون برود ولی تو آنقدر (دلداری) که از تو دل بر نمی کنم در میکده می مانم و بکار رندی و هوسناکی که باید در عهد شباب انجام شود می پردازم منجمله خرقه خود را رهن شراب می گذارم و ترجیح می دهم دفتر اشعارم را که کسی اشعار آنرا نمی فهمد غرق می ناب کنم و عمری را که با شرابخواری تبه کردم در گوشه میخانه به آخر برسانم و در این اوضاع بهم ریخته به راه درویشی خود ادامه دهم و از مصحلت اندیشی می پرهیزم و حالت زاهد را هرچند بسیار زننده و مشمئز کننده است و کسی تحمل شنیدن آن را ندارد  با نوای چنگ و رباب برای مردم می گویم تا تحمل شنیدن آنرا داشته باشند.

تعمق

موضوعی که انسان را وادار به تردید در تاریخ فرضی غزل می نماید مضمون بسیار طرب انگیز آنست که از یک آدم 73 ساله معمولی بعید است ولی شاید این موضوع در مورد حافظ استثنائی، استثنا باشد . اما در مضمون غزل آمده:  [چون عمر تبه کردم چندانکه نگه کردم] و یا [تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک  زین دست] و سرانجام [چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون شو] کفه قضاوت را به نفع صحت فرضیه سنگن تر میکند.

شناسه غزل

احتمال دارد ماه 8/790ق/05/767ش/08/1388م که شاه منصور [زره مو] و رستم صولت بتازگی زمام امور شیراز آشوب زده وبی سروپا را بدست گرفته سروده شده باشد.

طبقه‌بندی غزل

حافظ پیر و زاهد- حافظ و شاه منصور/ ماه هشت یا نه سال 790 هجری قمری
06/03/1395 ش / 19/08/1437 ق / 26/05/2016 سه پنجم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری