1395/02/12تاریخ:
غزل 529 سودی

زا̊ن مِی عِشق̊ کَزوُ پُختِه شَوَ̊د هَر خامی گَرچِه ما̊ه رَمِضانَست̊ بیاوَ̊ر جا̊می̊ (موقت)

حافظ زیرک اکنون به درخانه خانقه نرود

1 زان مي عشق کزو پخته شود هر خــامي گرچه ماه رمضانست بياور جــامي
2 روزها رفت که دست من مسکين نگرفت ساق شمشاد قدي ساعد سيم اندامي
3 روزه هر چند که مهمان عزيز است اي دل روزه هر چند که مهمان عزيز است اي دل
4 مرغ زيرک بدر خانقه اکنون نــــــپرد که نهادست بهر مجلس و عظي دامي
5 گله از زاهد بدخو نکنم رسم اينست که چو صبحي بدمد در پيش افتد شامي
6 يار من چون بخرامد بتماشاي چــــمن برسانش زمن اي پيک صبا پــيغامي
7 گو حريفي که شب و روز مي صاف کشد بود آيا که کند ياد ز درد آشـــامي
8 حافظا گر ندهد داد دلت آصف عـــهد کام دشوار بدست آوري از خودکامي

بستر تاریخی

غزل به احتمال زیاد (ماه رمضان) 09/770ق/01/748ش/04/1369م که خواجه جلال الدین تورانشاه اوائل همانسال پس از اثبات بی گناهی از زندان آزاد و ازسوی شاه شجاع  به نخست وزیری منصوب گردیده سروده شده است. ارزش فوق العاده غزل در اینست که ما را به یافتن تاریخ نسبتاً دقیق بسیاری از غزلیات کمک فراوان میکند.

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : زان مي عشق کزو پخته شود هر خــامي گرچه ماه رمضانست بياور جــامي
کلمات: زان: از آن- مي: شراب- عشق: تلاش بي امان و بي وفقه براي رسيدن به معشوق- مي عشق: نيروي محرکه عشق- کزو: که از او- پخته شود: بعمل آيد- خامي: بي خبر از عشقي- گرچه: باوجوديکه
برگردان: علي رغم اينکه ماه مبارک رمضانست جامي از آن مي بياور که هر نو پائي بنوشد به سالک توانائي بدل مي شود.
 
بیت 2 : روزها رفت که دست من مسکين نگرفت ساق شمشاد قدي ساعد سيم اندامي
کلمات: روزها رفت: حدوداً 1350 روز - من: حافظ- مسکين: بي نوا- نگرفت: لمس نکرد- ساق: ساق پا- قد: اندام- شمشاد قد: آدمي که قامت بلند ندارد (بر خلاف سهي قد)- سيم: نقره-توضيح: نوشته شده شجاع چندان بلند قامت نبوده احتمالاً بدليل اصالت ترکمني از سوي مادرش شايد درست باشد.
برگردان: سه سال و نه ماهست گوشه نشين و از همه چيز محرومم بگونه اي که نه جامي مي دارم نه شجاع را مي توانيم ببينم.
 
بیت 3 : روزه هر چند که مهمان عزيز است اي دل روزه هر چند که مهمان عزيز است اي دل
کلمات: عزيز: گرامي- اي دل: اي حافظ- صحبتش: برپائيش- موهبت: بخشش – دان: بدان- شدن : سپري- انعامي: امکاني
برگردان: روزه داري و ماه رمضان گرامي است برپائي اين يکماه را بايد مهماني خدا بداني و سپري شدنش را هم امکاني (براي بهروزي)
 
بیت 4 : مرغ زيرک بدر خانقه اکنون نــــــپرد که نهادست بهر مجلس و عظي دامي
کلمات: مرغ: شاعر- مرغ زيرک: حافظ تيزهوش- خانقه: سفرخانه دراويش- نپرد: نرود- نهادست: گذاشته است (شجاع گذاشته است)-بهر: در- مجلس: همايش- وعظ: پند – دامي: تله اي
برگردان: از سال 768ق/745ش/1366م که شجاع به شيراز برگشت به اصطلاح صوفيانش بر او صوف پوشانيدند، محتسبش کرده واو هم درمجلس وعظ که هيچ در خانقاه هم جاسوساني گمارده که من نبايد در آن مکانها پيدا شوم زيرا قابل تحمل نيست حرفي مي زنم و دستگير مي شوم.
 
بیت 5 : گله از زاهد بدخو نکنم رسم اينست که چو صبحي بدمد در پيش افتد شامي
کلمات: گله: شکايت دوستانه- زاهد: پرهيزکار- زاهدبدخو: احتمالاً شيخ علي زين الدين کلاه شافعي امام جماعت اهل تسنن گماردة شجاع تازه مسلمان (دکتر جلاليان)- رسم: قانون- چو: وقتي- پِيَش? : به دنبالش
برگردان: علاوه بر اينکه من نبايد به مجالس وعظ و خانقاه بروم بلکه از امام جماعت هم که روزگاري با او همدرس بوديم نبايد انتقاد کنم زيرا او کسي نيست که با شجاع بتواند تا به آخر برود (شجاع شرابخوارست از اوجدا خواهدشد)
 
بیت 6 : يار من چون بخرامد بتماشاي چــــمن برسانش زمن اي پيک صبا پــيغامي
کلمات: يار: شجاع- من: حافظ- چون: بمحض اينکه- بخرامد: قدم زند- بخرامد به چمن: در چمن قدم بزند- زمن: از من- پيغامي: پيامي
برگردان: پيک صبا گفتم شجاع يار زاهد تند خو نيست يارمن است بمحض اينکه براي قدم زدن به چمن آيد اين پيام را به او برسان :
 
بیت 7 : گو حريفي که شب و روز مي صاف کشد بود آيا که کند ياد ز درد آشـــامي
کلمات: گو: به شجاع بگو- حريفي: شرابخواري- کشد: بنوشد- بود آيا: آيا ممکن است- درد آشام: حافظ
برگردان: پيک صبا اين پيام را به شجاع برسان اولاً تو در عمرت روزه نگرفته اي ثانياً شب و روز شراب ناب مي نوشي، ثالثاً در خانه بي تشويش باهم شراب بسيار نوشيده ايم، رابعاً حالا که مسلماًن شده در همه جا جاسوس گمارده اي آيا نمي خواهي از يار دُر?د آشام [روزگار در دربدريت] يادي بکني. توضيح واجب: در منابع متعدد نوشته شجاع از خوردن غذا سير نمي شده و نمي توانسته روزه بگيرد مرگ او در 53 سالگي هم احتمالاً ناشي از کماي ديابتي بوده است.
 
بیت 8 : حافظا گر ندهد داد دلت آصف عـــهد کام دشوار بدست آوري از خودکامي
کلمات: حافظا: اي حافظ- گر: اگر- داد: عدالتخواهي- آصف عهد: خواجه جلال الدين تورانشاه- کام: به آرزو رسيدن- خودکام: شاه شجاع که در وفاداري ثابت قدم نبود ولي در ستمگري پابرجاست.
برگردان: برگردان:حافظ تو براي نجات بايداز خواجه توران کمک بگيري و گرنه شجاع آنقدر خود خواه و خيره سراست که به دشواري حاضر به عفو تو شود. احتمال: ممکن است پيک صبا در مصرع دوم بيت 6 خواجه توران بوده باشد.
 

در حضور اندیشه

موقتاٌ نوشته میشود حافظ درحال مذاکرة نسبتاً ملایم برای نجات از اعدام است. ارزش غزل روشن نمودن  تکلیف تاریخ سرودن نسبتاً دقیق بسیاری از غزلیات دفتر اشعار حافظ است.

طبقه‌بندی غزل

سلسله غزلیات حافظ بر لب بحر فنا/ حافظ- شجاع/ حافظ- خواجه توران/ حافظ و شیخ بدخو- 9/770 هجری قمری
12/02/1395 ش / 23/07/1437 ق / 01/05/2016 سه پنجم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری