1395/04/08تاریخ:
غزل 534 سودی

اَحمَد̊ اَلله عَلی مَعدِلة الَسُطانی اَحمَد̊ شیخ اُوِیس̊ حَسَنِ ایلخانی

بخشش خاقانی،کوشش چنگیز خانی

1 احمد الله علي مــــعدلة السطاني احمد شيخ اويس حسن ايلخاني
2 خان بن خان شهنشاه شهنشاه نژاد آنکه مي زيبد اگر جان جهانش خواني
3 ديده نا ديده باقبال تو ايمان آورد مرجبا اي بچنين لطف خدا ارزاني
4 ماه اگر بي تو برآيد بدونيمش بزنند دولت احمدي و معجرة سبحاني
5 جلوة بخت تودل ميبرد از شاه و گدا چشم بد دور که هم جاني و هم جاناني
6 بر شکن کاکل ترکانه که در طالع تست بخشش و کوشش خاقاني و چنگيز خاني
7 گر چه دوريم بياد تو قدح مي نوشيم بعد منزل نبود در سفر روحـــاني
8 از گل فارسيم غنچة عيشي نشکفت حبذا دجلة بغداد و مي ريحـــاني
9 سر عاشق که نه خاک در معشوق بود کي خلاصش بود از محنت سرگرداني
10 اي نسيم سحري خاک در يار بيار تا کند حافظ از و ديدة دل نوراني

بستر تاریخی

شیخ اویس ایلکانی پسر شیخ حسن بزرگ بنیانگذار سلسله ایلکانی در تبریز قدرت را بدست گرفت و او یکی از دشمنان تشنه بخون شاه شجاع بود پس از مرگش پسر بزرگ و فاسد او شیخ  حسین در تبریز قدرت را بدست گرفت طوری حکومت کرد که موجب  نارضایتی اهالی غرب فلات ایران شد در فارس هم شاه شجاع در اوج قدرت زمینه را مناسب یافت تا تبریز را فتح کند. اوائل سال 777ق/754ش/1375م به اتفاق شاه منصور22 ساله و بقول حافظ گل نو (غزل 61 و 62 و 63 ) به آنسو لشکر کشی نمود وپس از جنگی سخت سلطان حسین شکست خورد و به بغداد گریخت شاه شجاع چهار ماه در تبریز بود به شیراز بازگشت و سلطان حسین هم به تبریز بازگشت  تا اینکه سال 784/761ش/1382م  برادرش سلطان احمدکه ذوق نقاشی و هنر داشت درجریان جنگی او را کشت و قدرت را بدست گرفت و تا سال 814ق/790ش/1411م بمدت 30 سال در غرب فلات ایران مقتدرانه حکم راند بگونه ای که توانست از تشعشعات شعار [و با – قحط ، مرگ] امیر تیمور جان سالم بدر ببرد. یقیناً ویژگیهای جسمانی و روانی فوق العاده ای داشت که توانست 30 سال حکومت کند و حافظ هم او را ستایش نماید [ستایش حافظ سند شایستگی اوست]

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : احمد الله علي مــــعدلة السطاني احمد شيخ اويس حسن ايلخاني
کلمات: احمد: سپاس ميگويم- علي: براي- معدلته: دادگري- سلطاني: پادشاهي-احمد: پسر شيخ اويس پسر شيخ حسن ايلخاني
برگردان: احمد ابن شيخ اويس ابن حسن ايلخاني پادشاهي دادگستر و بخاطر وجود چنين پادشاهي بايد خدا را شاکر باشم.
 
بیت 2 : خان بن خان شهنشاه شهنشاه نژاد آنکه مي زيبد اگر جان جهانش خواني
کلمات: خان: بزبان مغولي يعني شاه- چنگيز خان: يعني شاهنشاه- آنکه: کسيکه- مي زيبد: برازنده است- جان: روح- خواني: بنامي
برگردان: سلطان احمد ايلخاني پادشاهيست از تبار چنگيزخان که ميتواند او را روح جهان لقب داد
 
بیت 3 : ديده نا ديده باقبال تو ايمان آورد مرجبا اي بچنين لطف خدا ارزاني
کلمات: ديده: چشم- ناديده: نديده- باقبال: بهروزي- تو: احمد ايلخاني- ايمان: باور- مرحبا: آفرين- لطف: عنايت
برگردان: سلطان احمد شما در تبريز و من در شيراز هرگز شما را نديده ام ولي اوصافتان را که شنيده م ايمان آورده ام که خداوند نسبت به شما لطف دارد.
 
بیت 4 : ماه اگر بي تو برآيد بدونيمش بزنند دولت احمدي و معجرة سبحاني
کلمات: بي تو: بدون تو (بدون اجازه تو)- برآيد: طلوع کند- بدونيمش: 2 نقطه- بزند: بکند- دولت احمدي: دين اسلام
برگردان: سلطان احمد! خدا و رسول خدا تا بدان حد پشتيبان تو هستند که اگر ماه بدون اجازة تو طلوع کند آنرا به دو نيمه مي نمايند (قمر شقه ميشود)
 
بیت 5 : جلوة بخت تودل ميبرد از شاه و گدا چشم بد دور که هم جاني و هم جاناني
کلمات: جلوه: شکوه- بخت: شانس و اقبال- جاني: روحي (هنرمندي)- جانان: همانند جان دوست داشتني
برگردان: سلطان احمد تو پادشاه هنرمند وبسيار عزيزي که شاه و گدا دلدادة تو هستند.
 
بیت 6 : بر شکن کاکل ترکانه که در طالع تست بخشش و کوشش خاقاني و چنگيز خاني
کلمات: برشکن: آرايش بده- کاکل: زلف- ترکانه: همانند اَ?جداد تُر?کَت- طالع: سرنوشت- بخش خاقان: گشاده دستي خاقان چين- کوشش چنگيز خاني: جهانگشائي چنگيز از درياي چين تا درياي مديترانه
برگردان: سلطان احمد تو از تبار چنگيز خاني که توانست از درياي چين تا درياي مديترانه را تسخير نمايد و هم چنين بگشاده دستي که نظير نداشت پس سزاوارست خودرا مانند اجداد ترکت بيارايي.
 
بیت 7 : گر چه دوريم بياد تو قدح مي نوشيم بعد منزل نبود در سفر روحـــاني
کلمات: گرچه: باوجوديکه- دوريم: از هم فاصله داريم- قدح: کاسه پر از شراب- مي نوشيم: مي نوشم-بعد: فاصله- منزل: محل سکونت- نزول: فرود آمدن
برگردان: سلطان احمد هرچند شما در تبريز من در شيراز و از هم بسيار دوريم ولي شما در دل مني و اين بعد محل سکونت سبب جدايي روح ما نيست و بياد تو هستم و از ياد تو لذت بسيار مي برم.
 
بیت 8 : از گل فارسيم غنچة عيشي نشکفت حبذا دجلة بغداد و مي ريحـــاني
کلمات: گل: شجاع؟ - فارسم: ساکن فارسم- عيش: کام دلي- حبذا: چه خوبست- دجله:رودخانه اي در عراق و بغداد- ريحاني: توليد شده در عراق
برگردان: سلطان احمد، شجاع گلي بود در فارس ولي خيلي زود در 53سالگي رحلت نمود و گل ديگري در فارس نشکفته هزار آفرين به بغداد که گلي چون تو در آن شکفته که د رآنجا شراب معطر ريحاني هست.
 
بیت 9 : سر عاشق که نه خاک در معشوق بود کي خلاصش بود از محنت سرگرداني
کلمات: سر: آرزو- عاشق: حافظ- معشوق: شجاع- کي: چه وقت- خلاصش: رهائيش- محنت: دشواري- سرگرداني: آوارگي
برگردان: سلطان احمد هرچندگلي در فارس نشکفته ولي من عاشق خاک گور شجاعم وخودرا از او جدا نکرده و نمي توانم بکنم
 
بیت 10 : اي نسيم سحري خاک در يار بيار تا کند حافظ از و ديدة دل نوراني
کلمات: نسيم: باد ملايم- سحري: بامدادي- يار: سلطان احمد- ازو: از خاک ديار يار- ديدة دل: چشم دل – نوراني: روشن
برگردان: سلطان احمد تو يار مني همينقدر که نسيم سحري بوي ترا براي من بياور چشم دلم بوجود تو روشن ميشود.
 

در حضور اندیشه

حافظ چرا می گوید از گل فارسیم غنچه عیشی نشکفت جبذا دجله بغداد و می ریحانی . آیا فارس اینقدر خوار و ذلیل شده است که حافظ بگوید در فارس گل نمی روید دجله و بغداد بسیار خوبست؟ او شاعر است آنهم شاعری ظریف و نحیف با قدرت کوچک و بزرگنمایی فوق العاده حدود سه سال است که سلطان احمد ایلکانی در تبریز بقدرت رسیده و بر غرب ایران شامل بغداد سلطه حکومت نسبتاً پایداری برپا نموده در عین حال شیخی هنرمند و اهل معرفت از آنگونه آدمهایی که حافظی براحتی به  آنان علاقمند می شود از این سو در فارس شاه شجاع دو سال  قبل رحلت نموده اندکی بعد جلال الدین تورانشاه بسرای باقی رفته سلطان زین العابدین هم بنظر می رسد آدمی خشکه مقدس، نابخرد و ناتوان در امر کشور داری باشد و شاه یحیی و شاه منصور داعیه حکومت بر فارس را دارند سلطان احمد هم گاه بسوی شاه یحیی گاه به زین العابدین  متمایل میشود طبعاً اهالی  نگران و مضطربند لذا حافظ می نویسد (گلی در فارس نروئید جبذا دجله بغداد) که السلطان احمد شیخ اویس حسن ایلخانی در آن روئیده.

برگردان روان

خدایرا بخاطر وجود سلطان احمد ابن شیخ اویس ابن حسن ایلخانی دادگستر که در بغداد حکومت میکند سپاس می گویم او از تبار خانِ خانان، شاه شاهان چنگیز خانست که با گوشش بسیار توانست حکومتی از دریای چین تا دریای مدیترانه برپا کند مضافاً او با دودمان خاقان بسیار گشاده دست چین هم مرتبط است چنین سلطانی با چنان دودمانی ارزشش را دارد که او را روح جهانش بنامی هرچند شانس نداشته ام که ترا ببینم ولی ندیده بتو ایمان آورده ام و باید به آدمی چون توکه دیگران ترا ندیده بتو ایمان می آوردند هزاران آفرین گفت و این ممکن نیست مگر اینکه  معجزة الهی و دین احمدی پشتیبان تو باشد تا بدانحد که اگر ماه بدون اجازه تو طلوع کند معجرة الهی و دولت احمدی آنرا دو نیم خواهد نمود . تو پادشاه بسیار خوشبختی هستی  که شاه وگدا عاشق تو هستند امیدوارم که چشم بداز تو دور باشد زیرا که هم جانی و هم جانانی و بدین همه اقبالی که بتو روی آورده افتخار کن که شایستة آنی زیرا از تبار خاقان و چنگیز خان جهانگشایی ولی از شما بسیار دورم ولی بیاد شمایم و از آن بسیار شادمانم زیرا که دوری راه مانع دوری ارواح نمیشود هرچند شاه شجاع مدتیست رحلت نموده.

تعمق

6 بیت اول ستایش سلطان احمد دادگستر است. بیت 7 ابراز ارادت به اواز  راه دور. بیت 8 ابراز انزجار  از اوصاع نابسامان شیراز و فارس. بیت 9 ابراز دلتنگی برای شاه شجاع راحل که حافظ بطور حتمی میگوید هنوز عشق او را در دل دارد و بیت 10 حسن ختام با ستایش خاک در یار جدیدش سلطان احمد است. بیتی که باید در آن درنگ نمود مصرع دوم بیت 6 است آیا حافظ برای خوشایند سلطان احمد  چنگیز خان را که بسیار آدم کشت، بسیار ویرانی به بار آورده ستایش می کند یا عقیده قلبی اوست که او را آدمی بسیار ساعی و کوشا در آدم کشی آنهم برای هیچ معرفی می کند. بگمان من دراینجا حافظ می بایست سکوت کند نه ستایش حتی نامی از چنگیز نمی بایست ببرد

شناسه غزل

احتمالاً غزل سال 787ق/763ش/1385م که سه سال از استقرار حکومت سلطان احمد ایلکانی در تبریز و بغداد سپری شده ثبات و رضایت نسبی از حکومت او پدید آمده ، فارس و بخصوص شیراز هم به علت رحلت شاه شجاع و خواجه توران و ناتوانی سلطان زین العابدین در ادارة کشور دچار آشوبست سروده شده است. 

طبقه‌بندی غزل

نام غزل: سلطان احمد ایلکانی/ فصل حافظ- سلاطین/ حافظ- شاه شجاع/ حافظ- زین العابدین/ احتمالاً سال 787 هجری قمری
08/04/1395 ش / 23/09/1437 ق / 28/06/2016 سه پنجم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری