1395/02/23تاریخ:
غزل 562 سودی

اِی بادِ نَسیم یـــار داری زان نَفحة مُـــشکبار داری(موقت)

زِنهار مَکُن دِراز دَستی

1 اي باد نسيم يـــار داري زان نفحة مـــشکبار داري
2 زنهار مکـــن دراز دستي با طرة او چــــکار داري
3 اي گل تو کجا وروي زيباش او مشک و تو بار خار داري
4 ريحان تو کجا و خط سبزش اوتازه و تو غبـــار داري
5 نرگس تو کجا و چشم مستش او سر خوش و تو خمار داري
6 اي سرو تو با قد بلــندش در باغ چه اعـــتبار داري
7 اي عقل تو باوجود عشقش در دست چه اختيار داري
8 روزي برسي بوصل حافظ گر طاقت انتـــظار داري

بستر تاریخی

غزل را  احتمالاً  حافظ 40 ساله برای شاهزاده جلال الدین شجاع 24 ساله که مانند سرو راست قامت ، مانندریحان تر وتازه ، مانند نرگس چشم مست و همچون گل بی خار و زیبا و معطر است و حافظ او را اخیراً یافته تلاش می کند او را  مشتری خود نماید زیرا پدر او چندی قبل دلبر سابق حافظ را کشته و او تنها شده است.

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : اي باد نسيم يـــار داري زان نفحة مـــشکبار داري
کلمات: نسيم: عطر و بو- يار: شجاع24 ساله- زان: از آن- نفحه: بوي خوش- مشکبار: همچون مشک-
برگردان: باد تو از کنار شجاع عبور و از بوي بسيار خوش او بهمراه آورده اي. زنهار:
 
بیت 2 : زنهار مکـــن دراز دستي با طرة او چــــکار داري
کلمات: زنهار: هشدار- مکن: نکن- دراز دستي: تطاول- طره: چتر زلف- چکار داري :به طره شجاع چرا نزديک شده اي
برگردان: اي باد شجاع هوشيار باش شجاع يار من است تو چه کاره اي که به طرة او نزديک شده اي.
 
بیت 3 : اي گل تو کجا وروي زيباش او مشک و تو بار خار داري
کلمات: روي: صورت- زيباش: زيبايش- او: صورت زيباي شجاع- مشک: بوي بسيار خوش- بار: بسيار زياد – خار: تيغ
برگردان: برگردان: اي گل زيبايي تو با زيبايي قابل مقايسه نيست. زيرا شجاع بسيار عطرآگين و پيکر تو پر از خار است. تعمق: حافظ ما نمي داند 12سال بعد چگونه تيغ شجاع از نيام براي کشتن او بدر مي آيد گه صد رحمت به تيغ گل گلاب.
 
بیت 4 : ريحان تو کجا و خط سبزش اوتازه و تو غبـــار داري
کلمات: ريحان: سبزة معطري که نوع خود روي آن کنار جويبار مي رويد (پونه)- خط: ريش- خط سبز: ريش نو رسته- تو: ريحان- غبار: گَر?د
برگردان: ريحان تو هم هرچند کنار چشمه رويده اي ولي با ريش شجاع قابل مقايسه نيستي زيرا ريش او تازه روئيده و برگهاي تو کهنه و کرد گرفته است.
 
بیت 5 : نرگس تو کجا و چشم مستش او سر خوش و تو خمار داري
کلمات: نرگس: گلي که چشمهاي زيبا را با آن مقايسه ميکنند – سرخوش: شاداب- خمار: بي حال
برگردان: نرگس هرچند تو هم زيبايي ولي با چشم زيباي شجاع قابل مقايسته نيستي زيرا او شاد است وتو پژمرده.
 
بیت 6 : اي سرو تو با قد بلــندش در باغ چه اعـــتبار داري
کلمات: سرو: درختي که اندام استوار با آن مقايسه ميکنند- قد: اندام- اعتبار: ارزش
برگردان: و اما تو اي سرو هر چند زيبا و بلند قامتي اما اگر شجاع به چمن بيايد کسي به تو نگاه نخواهد کرد.
 
بیت 7 : اي عقل تو باوجود عشقش در دست چه اختيار داري
کلمات: عقل: انديشه (عنصر محافظ کار)- باوجود: در بودن- اختيار: ارزش، توانايي
برگردان: بخاطر زيبائهايي که در 6 بيت فوق گفتم من ديوانه وار عاشق شجاعم و عقل به هيچ وجه نميتواند مانع عشق من به اوو شود.
 
بیت 8 : روزي برسي بوصل حافظ گر طاقت انتـــظار داري
کلمات: روزي: سرانجام يک روز- وصل: همدلي- گر: اگر- طاقت: تحمل- انتظار: چشم براهي
برگردان: برگردان: حافظ حالا که تو چنين عاشق شجاعي حتماً به او خواهي رسيد و آنروز خواهي سرود: غزل 291 بيت 7 [بتي چون ماه ميي لعل پيش آورد تو گوئي تائبم حافظ ز ساقي شرم دار آخر]
 

در حضور اندیشه

حافظ اهل نظر است او همة زیبائیها را دوست و  زیر همة را زیر نظر دارد و از زشتیها بی زار ولی خودش باور دارد زشتی نه تنها زشت نیست بلکه مکمل یکدیگر هم می باشند. روز 22/5/757ش/10/03/735ش/30/5/1356م امیر مبارزالدین محمد مظفر که شمشیری خونچکان داشت و خمها را شکسته میخانه ها را بسته بود دلبر بسیار زیبای حافظ را که در اصفهان دستگیر شده بود در میدان سعادت آباد شیراز گردن زد و حافظ را غزادار نمود ولی همان [امیر] پسر زیبایی بنام جلال الدین داشت که در آنسال 24 ساله و خوش اندام بود . حافظ اراده نمود اورا به مشتری دائم خود نماید و همچون فرهاد، مجنون، خسرو تا پای جان به ایستد  تا بوصل او برسد، و سرانجم سال773ق/ 750ش/1371م موفق میشود.

برگردان روان

به مخاطبین زیر هشدار می دهم من دیوانه وار عاشق شجاع 24 ساله هستم آنقدر صبر میکنم تا به او برسم و شما باید توجه داشته باشید باد نسیم اجازة نداری ا ز کنار شجاع عبور کنی هم چنین گل توبه هیچ وجه نباید در برابر شجاع عرضه وجود نمایی زیرا او گل بی خوار است! و تو بار خار داری هم چنین ریحان و نرگس و سرو هم در برابر زیبایی تو دلبر جوان و زیبایی که اخیر برگزیده و برایش سروده ام [گشته ام در جهان و دلبری گزیده ام که مپرس] هیچ زیبایی، ارزش و اعتباری ندارید هرچند امروز او را مشتری خود در ننموده ام ولی آنقدر صبر می کنم تا او را بدست بیاورم و در برابر زانو  بزند و آخر می چولعل پس آرد.

تعمق


شناسه غزل

احتمالاً اواسط یا اواخر سال 757ق/734ش/1356م که در تاریخ 22/5/757ش/10/03/735ش/30/5/1356م امیر مبارز دلبر 36 ساله حافظ 40 ساله را کشت دل او از یار قبلی خالی شد حالا عزم نمود [دلبر بسیار زیبایی برگزیندکه مپرس]  و آنقدر تلاش و صبر کند تا او را بزانو درآورد و برایش مِی لعل پیش آرد.

طبقه‌بندی غزل

حافظ رسماً شاهزاده جلال الدین را به دلبری برگزیده- مقدمات بردن او را به خانه بی تشویش فراهم میکند/ اواسط یا اواخر سال 757ق/734ش/1356م
23/02/1395 ش / 05/08/1437 ق / 12/05/2016 سه پنجم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری