1395/01/29تاریخ:
غزل 568 سودی

خُوشتَرْ اَزْ کُوی خَراباتْ نَباشَدْ جایی کِه بِه پیرانِه سَرَم دَستْ دَهَدْ ماوایی(موقت)

رحم کن بر دل مجروح و خراب حافظ

1 خوشتر از کوي خرابات نباشد جايي که به پيرانه سرم دست دهد ماوايي
2 آرزو ميکندم از توچه پنهان دارم شيشة باده و جائي نــــزه و زيبايي
3 جاي من دير مغانست مروح وطني راي من راي بتانست مـبارک رايي
4 چه کني نوش که در دير چو من شيدا نيست نيست اين جز سخن بوالهوسر رعنايي
5 بادب باش که هر کس نتــواند گفتن سخن پير مگر بـرهمني يا رايي
6 صنما غير تو در خاطر ما کـي گنجد که مرا نيست بغير از تو بکس پروايي
7 رحم کن بر دل مجروح و خراب حافظ زانکه هست از پي امروز يقين فردايي

بستر تاریخی

غزل از گروه غزلیات زیرچوبه دار فضل حافظ بر لب بحر فنا می باشد. احتمالاً نیمه دوم سال 770ق/747ش/1368م که حکم قتل حافظ صادر یا عنقریب صادر خواهد  شد سروده شده. قبل از هرچیز حافظ بر خراباتی بودن خود اصرار می ورزد و در آخر از شجاع می خواهد بر او که بی گناهست رحم کند و گرنه فردای قیامت  باید پاسخگو باشد.

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : خوشتر از کوي خرابات نباشد جايي که به پيرانه سرم دست دهد ماوايي
کلمات: خوشتر: خواستني تر- کوي: بازار- خرابات: شرابفروشي- پيرانه سر: در عهد پيري- دست دهد: مهيا کند- مأوائي: سر پناهي
برگردان: براستي جايي بهتر از شرابفروشي نيست زيرا مي تواند در دروان پيري سر پناهي باشد.
 
بیت 2 : آرزو ميکندم از توچه پنهان دارم شيشة باده و جائي نــــزه و زيبايي
کلمات: آرزو ميکندم: وسوسه ميشوم- تو: شجاع – چه : چرا- جائي: مکاني- نزه: خرم- از تو چه پنهان دارم: چرا از تو پنهان کنم
برگردان: چرا از تو پنهان کنم آرزو ميکنم شيشه باده بکف آورم جايي سر سبز و خوش آب و هوايي.
 
بیت 3 : جاي من دير مغانست مروح وطني راي من راي بتانست مـبارک رايي
کلمات: من: حافظ- دير: بيابان- مغان: نيکان- دير مغان: سرزمين نيکوکاران- مروح: روح انگيز- رأي: نظر- بتان: شاهان- مبارک: خجسته
برگردان: جاي من سرزمين نيکوکارانست که جاي روح انگيز است و نظر من هم همسوي شاهان است که خجسته رأيست
 
بیت 4 : چه کني نوش که در دير چو من شيدا نيست نيست اين جز سخن بوالهوسر رعنايي
کلمات: چه کني نوش: چه چيزي مي نوشي- دير: دير مغان- چو: مانند- شيدا: شيفته (ديوانه)- جز: فقط- بوالهوس: ابوالهوس: زادة هوس- رعنايي: دورنگي
برگردان: چه کني نوش که گويي در دير مغان کسي مانند من شيفته نيست بيان چنين ادعايي ناشي از هوس و رياکاريست (سودي)
 
بیت 5 : بادب باش که هر کس نتــواند گفتن سخن پير مگر بـرهمني يا رايي
کلمات: بادب باش: رسوم را مراعات کن- نتواند گفتن: نمي تواند بگويد- سخن پير: سخن خردمندانه - مگر: شايد- برهمن: بالا ترين مقام هندوئيسم – يا: ويا – رايي: خردمندي
برگردان: اين چه سخن کودکانه ايست که مي گويي در دير مغان کسي مانند من شيدانيست تو بايد بداني و ادب داشته باشي بيان چنين ادعايي درحد برهمن يا آدم بسيار خردمنديست
 
بیت 6 : صنما غير تو در خاطر ما کـي گنجد که مرا نيست بغير از تو بکس پروايي
کلمات: صنما: دلبرا- غير: بجز- تو:شجاع- خاطر: انديشه
برگردان: شجاع من فقط و فقط به تو مي انديشم و لاغير تو از هيچکس واهمه اي ندارم.
 
بیت 7 : رحم کن بر دل مجروح و خراب حافظ زانکه هست از پي امروز يقين فردايي
کلمات: رحم کن: نگذار مرا بکشند- مجروح: زخمي- خراب: ويران-زانکه: بدانخاطر- پي: دنبال- يقين: بي ترديد- فردا: قيامت
برگردان: شجاع من گناهي ندارم تا توانستي مرا آزردي و خراب کردي ديگر مرا نکش مطمئن باش فرداي قيامتي درکاراست تو بايد پاسخکوي قتل من باشي.
 
29/01/1395 ش / 09/07/1437 ق / 17/04/2016 سه پنجم

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری