1395/01/28تاریخ:
غزل 569 سودی

نُورِ خُدا نَمایَدَت آیِنِة مُجَرَدی اَز دَر ِما دَرا اَگَرْ طالِبِ عِشقِ سَرْمَدی

ای متعلق خجل دم مزن از مجردی

1 نور خدا نمايدت آينة مجردي از درما درا اگر طالب عشق سرمدي
2 باده بده که دوزخ ارنام گناه مــا برد آب زند بر آتشش معجزة مـحمدي
3 شعبده بازي کني هردم و نيست اين روا قال رسول ربنا ما اناقط مـن ددي
4 گر تو بدين جمال و فر، سوي چمن کني گذر سوسن و سرو گل بتو جمله شوندمقتدي
5 مرغ دل تو حافظا بستة دام آرزوست اي مــتعلق خجل دم مزن از مجردي

بستر تاریخی

غزل مختصر و مفید فوق به احتمال قوی نیمه دوم سال 770ق/747ش/1368م که هیأت حاکمه شجاع تصمیم به قتل حافظ گرفته اند او هم به استناد (معجزة محمدی) و (قال رسول ربنا) و (متعلق خجل) همه را هدف نیش زهرآگین خود قرار داد حتی شجاع را شعبده باز و پیش نماز گیاهان خطاب می کند.

در حضور خواجه، در حضور خواننده

بیت 1 : نور خدا نمايدت آينة مجردي از درما درا اگر طالب عشق سرمدي
کلمات: نور خدا: قرآن کريم- نمايدت: بتو نشان بدهد- آينه: راه روشن- مجردي: رستگاري- ما: حافظ- درآ: واردشو- طالب: خواهان عشق- سرمدي: جاوداني-
برگردان: خواندن قرآن کريم به تو راه رهايي از تعلقات دنيا را نشان مي دهد من از اين در وارد شده تو هم اگر ميخواهي به عشق ابدي برسي از اين در وارد شو.
 
بیت 2 : باده بده که دوزخ ارنام گناه مــا برد آب زند بر آتشش معجزة مـحمدي
کلمات: ار: اگر- نام گناه ما برد: بخاطر شرابخواري مرا بسوزاند- آب زند: خاموش کند- آتشش: آتش جهنم را- معجزة محمدي: قرآن کريم
برگردان: شراب مي نوشم و اگر آتش جهنم بخواهدمرا بدين جرم بسوزاند قرآن کريم آتش را خاموش خواهدنمود.
 
بیت 3 : شعبده بازي کني هردم و نيست اين روا قال رسول ربنا ما اناقط مـن ددي
کلمات: شعبده بازي: تردستي(رياکاري)- هردم: هرلحظه- کني: تو بکني- تو: شجاع- روا: عدالت- قال: گفت- رسول: پيامبر– ما اناقط: نمي کنيد – من: از- ددي: شعبده بازي
برگردان: شجاع تو آدم مکار و نيرنگبازي هر زمان نوعي رفتار ميکني [يک روز با خط خودت مرا سلام ميکني و امروز حکم قتل مرا صادر ميکني] نيست اين روا : اين سزاوار نيست زيرا ما مسلمانيم و رسول ما فرمود است اُمَت من نبايد شعبده باز رياکار باشند [اهدنا نا صراط المستقيم باشند]
 
بیت 4 : گر تو بدين جمال و فر، سوي چمن کني گذر سوسن و سرو گل بتو جمله شوندمقتدي
کلمات: گر: اگر- تو:شجاع- بدين: با اين- جمال: زيبايي- فر: شکوه- سوي: طرف- مقتدي: اقتدا کننده
برگردان: شجاع تو باطناً آدم نيرنگبازي هستي ، ظاهرت چنان زيبا و آراسته است که اگر به چمن بروي بدين کار مي آيي که پيش نماز سوسن و سرو گل بشوي.[به احتمال قوي منظور واقعي حافظ اينست زيرا کنايه زن و لفافه گوي( لا) همتائيست]
 
بیت 5 : مرغ دل تو حافظا بستة دام آرزوست اي مــتعلق خجل دم مزن از مجردي
کلمات: مرغ دل: آرزوي- حافظا: زاهدا- بستة: غير قابل گشودن(اسير)- دام: تله- آرزو: هوس- متعلق: آلوده غير قابل پاک شدن – خجل: سرافکنده – دم مزن:صحبت نکن- مجردي: رستگاري
برگردان: زاهد تو چنان دل بسته هوي و هوسي که به هيچ وجه خلاصي از آنها نداري شرم نميکني ادعاي وارستگي هم مي نمايي؟
 
28/01/1395 ش / 08/07/1437 ق / 16/04/2016 موقت

سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی

www.DarHozooreKhajeHafez.com
نام ایمیل عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری